قانون پارکینسون

قانون پارکینسون میگه که :

work expands so as to fill the time available for its completion

به زبان ساده‌تر “یک کار به اندازه ای که براش زمان تعیین کنید طول میکشه” و این یعنی اگر زمانی کمی برای کارتون تعیین کنید اون کار توی اون زمان کم انجام میشه.
البته حواستون باشه که از این قانون برداشت اشتباه نداشته باشید و زمان کمی رو برای خودتون تنظیم کنید و زیر فشار قرار بگیرید. زمان منطقی تعیین کنید تا بتونید خروجی خوبی بگیرید.

هفته نامه – شماره نه

من در طول هفته معمولا به لینک های زیادی سر میزنم، از وبسایت های مختلف خبر‌های مختلف می‌خونم. وقتی میگم خبر الزاما منظور خبرهای لبه‌ی دنیا نیست. خیلی وقت های مطلب‌ها قدیمی هستند اما همچنان ارزش خوندن رو دارند. تصمیم گرفتم هر هفته روز های جمعه یک پست داشته باشم که این لینک‌ها رو به اشتراک بذارم.اگر دوست داشتین این مجموعه پست‌ها رو ببینید کافیه دسته‌بندی “هفته نامه” رو داخل وبلاگ نگاه کنید.

چند هفته ای هست که هفته نامه منتشر نشده به این خاطر که لینک خوبی پیدا نکردم. تصمیم گرفتم بیشتر از این کشش ندم و هفته نامه رو منتشر کنم. این دفعه براتون لینک اجرای یک موزیک رو میذارم.

اگر لینک بالا رو به درستی میبینید که خوشبحالتون و اگر هم نمی‌بینید بدونید که فیلترچی دوست نداشته شما این موزیک رو بشنوید.

مراقب ایمیل های اسپم باشید که از شما اخا‌ذی نکنن!!

دیروز توی یکی از میل سرور ها مشکلی پیش اومده بود و من داشتم ایمیل های اون میل سرور رو چک میکردم، اشتباهی توی قسمت اینباکس بود و چشمم به یکی از ایمیل هایی خورد که جالب بود. یک متن عربی طولانی بود. از روی آدرس و اسم ایمیل مشخص بود که از سمت کشور های عربی نیومده پس با گوگل ترنسلیت متن رو به انگلیسی ترجمه کردم و به ایمیل زیر رسیدم :

Welcome
I am a professional programmer who has just hacked your device’s operating system.

You’ve been under my observation for a few months now.
The thing is that your device has been infected by an adult website that you recently visited

Let me explain everything in detail in this case, if you don’t know much about it.
The Trojan gives me full access and control of the device.
Likewise I can see everything that is displayed on your screen, and activate your camera and microphone without you knowing it.

Besides, I can also access the entire list of contacts available on social networks and the entire directory.

You may be wondering – why couldn’t your antivirus detect the malware?

Well my malware uses a driver, its signature is updated every 4 hours, so your antivirus stays quiet.

You have prepared a good video and you will be satisfied with it in the left part of the screen, while in the right part you can see the video you were watching at that time.

One mouse click is enough to send this video to your entire contact list from mail and social networks.
I can do more than that and publish access details for all the emails and messaging you use.

If you want to avoid this from happening, you should:
Arrange to transfer $1200 (USD) to my Bitcoin wallet (if you are not familiar with the steps to do this, you can refer to Google: “buy Bitcoin”).

My Bitcoin wallet (BTC wallet): 19PB4o2gJMeyMvynf3fGhfmYktceQU9vu

Upon receipt of payment, I will delete the video immediately, and assure you that you will never hear from me again.
You have 50 hours (2 days+) to arrange payment.
I will automatically receive a notification once you read this email, so the timer will start from the moment you read this email.

There is no need to try to reply to me, because it does not make sense (the sender’s email address is automatically generated).
There’s no point in trying to file a complaint either, since this write-up can’t be detached, just like my Bitcoin address.
I don’t make any mistakes.

If we learn that you tried to share this email with anyone else, your video will be shared publicly immediately.

my regards.

چرا این ایمیل فیکه ؟

خب تقریبا هر آدمی که یکم تجربه داشته باشه و این ایمیل رو بخونه متوجه اشتباهات ایمیل میشه. من سعی میکنم در ادامه قسمت های مختلف ایمیل رو توضیح بدم و بگم چرا این ایمیل اسپمه.

متن ایمیل که خیلی مقتدرانه شروع شده و گفته که professional programmer هست. توی قسمت های مختلف ایمیل هم سعی کرده با کلمه هایی مثل Trojan یا توضیح signature و توضیحات فنی دیگه نشون بده که ما با یک هکر حرفه ای طرفیم در صورتی که ی حرفه ای اینطوری ایمیل نمیزنه 🙂

در ادامه ایمیل مدعی شده که به همه چیز دسترسی داره، از اسکرین و دوربین گرفته تااا ایمیل و کانتکت ها که خب این هم واضحه که چرته. چون ما روی این سرور نه محیط گرافیکی داریم که چیزی روی صفحش نشون داده بشه و نه دوربین بهش وصله و نه هیچ چیز دیگه .

توی ایمیل سعی کرده با ایجاد ترس سعی کنه به خواستش برسه مثلا توی قسمت اولیه ایمیل گفته که دستگاه شما به خاطر سر زدن به یک سایت بزرگسالان آلوده شده و فیلمی هم که داشتی میدیدی رو ما فهمیدیم چی بوده و اگر پول رو به ما ندی چون به همه مخاطبینت دسترسی داریم ارسال می‌کنیم که آبروت بره.

من از قسمت آخرش خوشم اومد که تمام راه حل هایی که در مرحله اول به ذهن ما میرسه مثلا شکایت بکنیم ، پول رو پرداخت نکنیم یا ایمیل بزنیم و باهاش صحبت کنیم رو بررسی کرده و گفته که هیچکدوم از این راه حل ها کارساز نیست و به قول خودش He doesn’t make any mistakes.

از جهت هایی هم بنظرم با هکر خوبی طرفیم چون بهمون در مورد بیت کوین گفته و گفته اگر نمیدونیم چی هست بریم سرچ کنیم و یادبگیریم یا ی جایی دیگه از ایمیل بهمون قول داده که اگر پول رو بدیم فیلممون رو پخش نمی‌کنه. بنظرم که با ی آدم حسابی طرفیم 🙂

نکته آخر هم که ثابت میکنه این ایمیل فیکه این هست که معمولا هکر ها وقتی به اطلاعاتی دسترسی پیدا می‌کنند بخشی از اون رو به عنوان سند اینکه دیتاشون واقعیه توی ایمیل میفرستن در صورتی که توی این ایمیل فقط بهمون گفته که به همه چیز دسترسی داره اما چیزی برامون نفرستاده

چرا چنین ایمیلی ارسال میشه؟

همونطور که گفتم این ایمیل اسپمه. ایمیل های اسپم به ایمیل هایی گفته میشه که برای تعداد زیادی آدم که دلشون نمیخواد چنین ایمیلی بگیرن فرستاده میشه. کسی هم که پشت این ایمیل هست احتمالا یک لیست بزرگ از ایمیل داره و این متن رو برای تعداد زیادی ایمیل ارسال کرده.
جریانی که پشت این ایمیل هست از این قراره که طرف به قصد اخاذی این ایمیل رو به تعداد زیادی آدم ارسال میکنه، و سعی میکنه با یکسری ادعا یکمی ترس ایجاد کنه و در نهایت هم چون خیلی از آدم ها سواد کامپیوتری به اندازه کافی ندارن ، از طرفی ترسیدن و نگران این هستن که فیلمی که وجود نداره پخش بشه پس پول رو به حساب بیتکوین واریز می‌کنن.

اگر چنین ایمیلی گرفتیم چیکار کنیم ؟

اول از همه اینکه آروم باشید و هیجانی تصمیم نگیرید. با دقت متن رو چند بار بخونید اونوقت ایراداتش رو پیدا می‌کنید.
این ایمیل به شکل خاص، زیادی ضایعه ولی اگر ایمیل بهتری دریافت کردید می‌تونید از طریق پلیس پیگیر بشید.
در نهایت هم حواستون باشه که چنین الگو هایی شروع یک چرخه ی بی پایان برای باج گرفتنه . ممکنه شما یکبار پول رو واریز بکنید اما چه تضمینی وجود داره که دوباره طرف ایمیل نزنه و این بار پول بیشتری رو بخواد؟
سواد دیجیتالی این روز ها خیلی مهمه و متاسفانه توجه کمی به این موضوع شده. تا جایی که می‌تونید سعی کنید سواد دیجیتالتون رو افزایش بدید، ابزار هایی که استفاده می‌کنید رو بشناسید و در موردشون سرچ کنید.
در آخر هم فدای سرتون، همه آدم ها به سایت هایی که شما سر میزنید سر میزنن، چیز هایی که شما میبنید رو اون ها هم میبینن.

دانشگاه بریم یا نه?

جدیدا نظر آدم های مختلف با سن های مختلف توجه‌ام رو جلب کرده در مورد دانشگاه. هر کسی نظر خاص خودش رو داره و از زاویه دید خودش نظرش رو میگه. منطقا با یک فرمول کلی برای همه آدم ها نمی‌شه گفت که دانشگاه خوبه یا بده یا … در نتیجه من هم تصمیم گرفتم نظرم رو بنویسم.

اول اینکه یک پیش‌زمینه ای در مورد من باید بدونید تا زاویه دید من به دانشگاه رو کمی بهتر متوجه بشید. من مدرک کارشناسی و ارشد کامیپوتر دارم و هر دو دانشگاه دولتی و راه دور بودن. کارشناسی رو از طریق کنکور و ارشد رو بدون کنکور خوندم. شغلم مستقیما با رشتم مرتبطه و شروع یادگرفتن کامپیوتر هم از همین دانشگاه شروع شده.
سعی می‌کنم اول خوبی ها و بعد بدی ها رو بگم و درنهایت با جمع بندی نظرم رو بنویسم.

خوبی ها

نکته اصلی دانشگاه برای من دیدن آدم های مختلف با نگرش های مختلفه. خط فکری های مختلف رو توی دانشگاه بین بچه ها میشه دید و خیلی چیز های با ارزش تری که توی کتاب های دانشگاه نیست رو میشه اونجا یاد گرفت. ی بار جمله ای رو توی توئیتر خوندم که گفته بود “فاصله ی ۱۸ تا ۲۲ سالگی ۴ سال نیست بلکه ۴۰ ساله” و برای من این جمله توی دانشگاه ثابت شد. تجربه ‌ای که توی اون ۴ سال از زندگی کردن توی خوابگاه و آشنا شدن با آدم های مختلف بدست آوردم واقعا ارزشمنده برام. دید خیلی بهتری نسبت به اطراف و مسائل مختلف پیدا کردم.

زندگی داخل خوابگاه شما رو عوض می‌کنه. هر چقدر هم که به خانواده وابسته نباشید، بودن داخل خوابگاه شما رو آدم مستقل تری میکنه. تقریبا هر کاری که بخواید انجام بدید به عهده خودتونه و باید با هر کیفیتی که شده از پسش بر بیاید. از طرفی زندگی کردن کنار آدم های دیگه به شما یاد میده که چطوری با شرایط و آدم ها و اخلاق ها مختلف کنار بیاید.

دوران چهار ساله‌ی دانشگاه (توی ارشد اوضاع کمی متفاوت میشه) کسی با شما کاری نداره. اجتماع و خانواده از شما انتظاری نداره ، استرس کنکور و قبولی در دانشگاه تمام شده و فرصت بیشتری دارید برای کشف محیط اطرافتون . از طرفی تا قبل از ۱۸ سالگی احتمالا خانواده روی شما کنترل بیشتری داره ولی بعد از اون آزادی بیشتری خواهید داشت و این فرصت کشف موقعیت های جدید رو میده
همین فرصت کشف چیز های جدید و اینکه کسی با شما کاری نداره این امکان رو به شما میده که آماده بشید برای دوران بعد از دانشگاه و بازار کار. می‌تونید کار های مختلف رو امتحان کنید و بعد از اینکه پیدا کردید چی دوست دارید شروع به یادگرفتنش کنید، با این کار وقتی از دانشگاه خارج میشید آماده کار هم هستید. درک می‌کنم که درس خوندن توی دانشگاه وقت زیادی میگیره و شاید بگید فرصت یادگرفتن چیز های جدید نداریم ولی لازم نیست توی دانشگاه ۲۰ بگیرید. 🙂 سعی کنید نمره خوب بگیرید و از فرصت اضافه ای که در اختیارتون هست برای یادگیری و تجربه استفاده کنید.

بدی ها

برای گرفتن مدرک شما باید ی مجموعه درس مشخص رو بر اساس چارت دانشگاه بخونید. مجموعه ای از درس هایی که هیچ وقت توی زندگی بدردتون نمی‌خورن از درس های عمومی گرفته تا درس هایی که تخصصی اند ولی شاید توی فیلدی که شما به شکل جدی دنبالش می‌کنید بدرد نمی‌خورن مثل درس های سخت افزار برای کسی که میخواد برنامه نویس باشه یا مثلا فیزیک ۱ و ۲ با آزمایشگاهش با هم :/
چنین درس هایی فقط وقت شما رو تلف می‌کنند. درسته که شما در نهایت یک چیزی یاد میگیرید من هم مخالف یادگرفتن نیستم اما ایده این هست که از فرصت به شکل خوب استفاده کنیم. گاهی خوابیدن و استراحت کردن بهتر از انجام دادن کاری هست که هیچ آورده ای برای شما نداره.

یکی از بدی های دانشگاه های دولتی تعهد خدمت به مدت خیلی طولانی تر از اون چیزی که درس خوندیده. مثلا من به مدت ۴ سال کارشناسی درس خوندم و به مدت ۸ سال باید کار کنم تا بتونم مدرکم رو آزاد کنم. درسته که بخشی از هزینه تحصیل من رو دولت داده ولی منصفانه این هست که اگر ۴ سال هزینه کرده من هم ۴ سال تعهد خدمت داشته باشم.

این مورد به خودی خود بد نیست ولی خیلی از بچه هایی که مخالف دانشگاه هستند اون رو مطرح میکنند و اون این هست که بعد از دانشگاه بیکارن و کار پیدا نمی‌کنند. در حال حاضر برای بچه های کامپیوتر شغل هست اما خیلی از بچه ها بیکار هستند. در رابطه با دانشگاه این رو باید بگم که دانشگاه به شما اونقدر سواد یاد نمیده که بتونید باهاش کار پیدا کنید و اگر قصد دارید کار پیدا کنید باید خارج از حیطه دانشگاه شروع کنید به یادگرفتن. یوتوب ببینید، پروژه تعریف کنید و انجام بدید، کتاب بخونید و توی مهارت های تخصصی تون عمیق بشید.

جمع‌بندی

نظر کلی من این هست که برای کنکور خودتون رو نکشید، سعی کنید معقول درس بخونید و به خودتون سخت نگیرید. شما قرار نیست همیشه بهترین باشید و از طرفی دنیا بزرگتر و پیچیده تر از این هست که قبول شدن یا نشدن داخل یک دانشگاه سرنوشت شما رو به کلی تحت تاثیر قرار بده.
برید دانشگاه، یکمی درس بخونید، کلی تجربه کسب کنید و در نهایت از این فرصت ۴ ساله برای شناخت بهتر خودتون ، درک کردن محیط اطراف و کشف آدم های جدید استفاده کنید. توی دانشگاه دوستای خوبی پیدا می‌کنید که شاید تا آخر عمر براتون بمونن.
در کل این چهار سال رو حروم نکنید در عین حال که خوش میگذرونید، دنبال یادگرفتن و عمیق شدن هم باشید. دانشگاه با تمام سختیاش بالاخره ی روزی تموم میشه و فقط خاطره های خوبش باقی می‌مونه.

پ.ن : عکس های بالا مربوط به دانشگاه هستن. من روزای خوبی رو توی اون دانشگاه و شهر داشتم و همیشه دوست دارم بهش برگردم. عکس های باحال تری هم داشتم ولی خب نمیشه اون ها رو اینجا گذاشت.

هفته نامه – شماره هشت

من در طول هفته معمولا به لینک های زیادی سر میزنم، از وبسایت های مختلف خبر‌های مختلف می‌خونم. وقتی میگم خبر الزاما منظور خبرهای لبه‌ی دنیا نیست. خیلی وقت های مطلب‌ها قدیمی هستند اما همچنان ارزش خوندن رو دارند. تصمیم گرفتم هر هفته روز های جمعه یک پست داشته باشم که این لینک‌ها رو به اشتراک بذارم.اگر دوست داشتین این مجموعه پست‌ها رو ببینید کافیه دسته‌بندی “هفته نامه” رو داخل وبلاگ نگاه کنید.

هفته پیش هفته نامه منتشر نشد، دلیلش این بود که هم خبر خوب پیدا نکردم و هم خیلی حوصله نوشتن نداشتم. اما این هفته خبرا بنظرم جالبن.

بقایای کشتی شکلتون در نزدیکی کانادا کشف شد

سر ارنست شکلتون کسی بود که چند بار (فکر کنم دو یا سه بار ) سفر اکتشافی به سمت جنوبگان داشت. توی آخرین سفر کشتی شکلتون غرق شد و بر اساس خبر بالا توی عمق ۳۹۰ متری در نزدیک کانادا تونستن بقایای کشتی شکلتون رو پیدا کنند. با دیدن این خبر یاد اپیزود های شکلتون توی پادکست چنل بی افتادم که گفتم فرصت خوبیه که اگر دوست دارید داستان شکلتون رو از زبان علی بندی بشنوید.

تصاویری از ماکسیمالیسم

من طرفدار مینیمالیسم هستم و قبلا هم اینجا در موردش نوشتم اما اینبار با مفهوم مقابلش که ماکسیمالیسم باشه آشنا شدم. بنظرم جالب بود (درموردش هنوز خیلی نخوندم و شاید بعدا بیشتر در موردش بنویسم ) مجموعه عکس های بالا به خوبی مفهوم ماکسیمالیسم رو نشون میده.

محققان ادعا کردند که GPT-4 تونسته تست تورینگ رو پاس کنه

اگر توی حوزه کامپیوتر کار می‌کنید حتما اسم آلن تورینگ رو شنیدید. آلن تورینگ تستی داره که از طریق اون میتونیم بسنجیم یک ماشین چقدر به هوش انسان نزدیک شده (به زبان ساده) . توی این تست یک آدم ، با یک ماشین و یک آدم دیگر صحبت می‌کنه و بر اساس جواب هایی که اون ها میدن باید تشخیص بده که کدوم انسان و کدوم ماشینه و اگر نتونه درست تشخیص بده به این معنا هست که کامپیوتر ها تونستن به هوش انسان نزدیک بشن. چیزی شبیه به شکل زیر :

توی خبر بالا اومده که توی یک آزمایش که بین 500 آدم و برای تست سه هوش مصنوعی و یک انسان انجام شده حدود ۵۴ درصد از آدم ها GPT-4 رو به عنوان یک انسان تشخیص دادن که خب عدد بزرگی محسوب میشه.
یکی از چیز هایی که برای من همیشه جالبه و همیشه از بابتش خوشحالم این هست که از نظر تکنولوژی من توی برهه خوبی از تاریخ بدنیا اومدم. من دوران بدون اینترنت رو در کودکی دیدم، در نوجوانی و دوران دبیرستان اینترنت در ایران در حال گسترش بود و در جوانی هم شاهد رشد هوش مصنوعی هستم. امیدوارم در ادامه بتونم سینگولاریتی (یعنی لحظه ای که هوش ماشین از هوش بشر پیشی میگیره) رو هم ببینم.

هفته نامه – شماره هفت

من در طول هفته معمولا به لینک های زیادی سر میزنم، از وبسایت های مختلف خبر‌های مختلف می‌خونم. وقتی میگم خبر الزاما منظور خبرهای لبه‌ی دنیا نیست. خیلی وقت های مطلب‌ها قدیمی هستند اما همچنان ارزش خوندن رو دارند. تصمیم گرفتم هر هفته روز های جمعه یک پست داشته باشم که این لینک‌ها رو به اشتراک بذارم.اگر دوست داشتین این مجموعه پست‌ها رو ببینید کافیه دسته‌بندی “هفته نامه” رو داخل وبلاگ نگاه کنید.

انتشار عکس های کمتر دیده شده از زمان قاجار

چند روز پیش کاربری توی توئیتر ، توئیت کرده که شخصی ناشناس مجموعه ای از عکس های دوران قاجار را به شکل عمومی منتشر کرده و خواسته که آدم ها اون رو بین خودشون به اشتراک بذارن تا بیشتر دیده بشه. یک پزشک مجموعه ای از این عکس ها رو توی قسمت های مختلف منتشر کرده که لینکشون در ادامه قرار داره.

عکس های منتشر شده از دوره قاجار – مجموعه یک
عکس های منتشر شده از دوره قاجار – مجموعه دو
عکس های منتشر شده از دوره قاجار – مجموعه سه
عکس های منتشر شده از دوره قاجار – مجموعه چهار
عکس های منتشر شده از دوره قاجار – مجموعه پنج
عکس های منتشر شده از دوره قاجار – مجموعه شش
عکس های منتشر شده از دوره قاجار – مجموعه هفت

ماجرا های همستر، tapswap و پولدار شدن های یهویی

قضیه ساده و تکراریه، راحت و سریع بدون هیچ دانشی و فقط با کلیک روی صفحه گوشی پولدار بشیم.
تا چند ماه پیش کوروش کمپانی رو داشتیم که گوشی های اپل رو از خود اپل ارزون تر می‌فروخت، چند سال پیش پنبه ریز (اگر اشتباه نگم) رو داشتیم که قول میداد اگر دستمال کاغذی و پوشک بفروشید می‌تونید بعد از یک ماه سوار بنز بشید. شرکت بادران رو داشتیم که اون هم همین الگو رو داشت و … . این روز ها هم که همه توی گوشیشون روی همستر کلیک می‌کنند تا پول مفتی بدست بیارن.

تقریبا همه در این مورد صحبت کردن و نظر من هم که مشخصه، ولی خواستم از فرصت استفاده کنم و رادیو می رو که قبلا معرفی کردم رو یک بار دیگه معرفی کنم و دعوت کنم اپیزود آخرش که در مورد همستر هست رو گوش بدید.

هفته نامه – شماره شش

من در طول هفته معمولا به لینک های زیادی سر میزنم، از وبسایت های مختلف خبر‌های مختلف می‌خونم. وقتی میگم خبر الزاما منظور خبرهای لبه‌ی دنیا نیست. خیلی وقت های مطلب‌ها قدیمی هستند اما همچنان ارزش خوندن رو دارند. تصمیم گرفتم هر هفته روز های جمعه یک پست داشته باشم که این لینک‌ها رو به اشتراک بذارم.اگر دوست داشتین این مجموعه پست‌ها رو ببینید کافیه دسته‌بندی “هفته نامه” رو داخل وبلاگ نگاه کنید

اپل توضیح می‌دهد که چرا عکس‌های حذف شده در برخی از آیفون‌ها بازیابی می‌شدند و دوباره ناخواسته نمایش داده می‌شدند

خبر خیلی پر سر و صدا بود و احیانا شما هم در موردش شنیدید. دلیل اینکه این خبر رو آوردم این نیست که دوباره توضیح بدم که چه اتفاقی افتاده. بلکه این خبر یک سند خیلی خوب برای این هست که ثابت کنیم هر چیزی که در اینترنت (نه تنها اینترنت بلکه به هر شکل دیجیتالی) قرار می‌گیره ممکنه روزی افشا بشه. هر چیزی از جمله سرچ هایی که انجام دادیم، محتوایی که دانلود کردیم و هر چیز دیگه. پس بیشتر حواسمون رو جمع کنیم که چه چیزی رو داریم ذخیره می‌کنیم یا برای بقیه می‌فرستیم.
نکته ی دیگه اینکه یادمون باشه که توی کامپیوتر وقتی از حذف حرف می‌زنیم دو نوع حذف داریم : حذف منطقی و حذف واقعی.
حذف منطقی یعنی یک برچسب روی داده میزنیم و میگیم این رو دیگه نشون نده، در واقع حذفی صورت نمی‌گیره بلکه فقط نشون داده نمی‌شه.
توی حذف واقعی ایده این هست که داده واقعا از بین میره هر چند باید بدونیم که توی این حالت هم داده واقعا از بین نمی‌ره بلکه به این راحتی ها دیگه بهش دسترسی نداریم، کماکان اگر از برنامه های ریکاوری استفاده کنیم اون داده رو می‌تونیم برگردونیم و به همین خاطر هست که میگن اگر هاردتون رو می‌خواید دور بندازید با پیچ‌گوشتی سه تا سوراخ روش بزنید تا مطمئن باشید که دیگه هیچ داده‌ای قابل بازگشت نیست. چیزی شبیه به عکس زیر :

سی.ای.او. (CEO) گوگل گفته که راهی برای حل کردن مشکل جواب های اشتباه AI وجود نداره

هوش مصنوعی موضوع جدیدی نیست و سال های زیادی هست که آدم های مختلف روی اون کار می‌کنن اما توی یک سال گذشته با معرفی chat GPT هوش مصنوعی بین آدم های معمولی (منظورم کسایی هست که بحث های فنی رو دنبال نمی‌کنن) شناخته شده. اولین حسی که بعد از معرفی GPT به آدم های دست داد نگرانی برای از دست دادن شغلشون بود و تا مدت طولانی همه اخبار شده بود هوش مصنوعی و تاثیرات اون.
نکته اول اینکه هیچ چیزی یک شبه اتفاق نمی‌افته یعنی هوش مصنوعی اینطوری نیست که شما شب بخوابید و صبح رئیس بهتون زنگ بزنه و بگه ما یک هوش مصنوعی بجای تو آوردیم و دیگه به تو نیازی نداریم. دنیا مسیر خودش رو میره و اتفاق ها کم کم تاثیرشون رو توی دنیا میذارن و ما هم کم کم با اون اتفاقات سازگار می‌شیم. بنظرم خیلی شبیه اختراع ماشینه، زمانی که ماشین اختراع شد همه آهنگر ها و درشکه چی ها نگران این بودن که به زودی شغلشون رو از دست میدن اما اتفاقی که افتاد این بود که چنتا شغل از بین رفتن اما در کنارش چندین شغل جدید ایجاد شد.
نکته دوم هم اینکه ما توی ایران زندگی می‌کنیم و هنوز به یک اینترنت معمولی که دیگه الان تقریبا همه جای دنیا به اون دسترسی دارند ، دسترسی نداریم. اینکه بخواهیم نگران این باشیم که یک روزی هوش مصنوعی بیاد و جای ما رو بگیره خیلی آرمانی محسوب میشه.

عکس های تاریخی کمتر دیده شده

یک‌پزشک مجموعه‌ای از عکس های تاریخی که کمتر دیده شدند رو توی پست بالا منتشر کرده. دیدنش جالبه.

نشت مستندات گوگل که نکته های جدیدی در مورد سئو رو نشون میده

در تاریخ ۲۷ می ظاهرا به خاطر یک اشتباه، حجم زیادی از مستندات گوگل که مربوط به سئو هستند توی github منتشر شدند یا بهتره بگیم درز کردند. نکته های جالبی داره. پارامتر هایی که گوگل برای page rank استفاده می‌کنه رو نشون میده و اطلاعات زیادی در مورد سئو توش هست. من در مورد سئو اطلاعی ندارم ولی اگر شما بهش علاقه‌مندید خوبه که ی سری بهش بزنید.

هفته نامه – شماره پنج

من در طول هفته معمولا به لینک های زیادی سر میزنم، از وبسایت های مختلف خبر‌های مختلف می‌خونم. وقتی میگم خبر الزاما منظور خبرهای لبه‌ی دنیا نیست. خیلی وقت های مطلب‌ها قدیمی هستند اما همچنان ارزش خوندن رو دارند. تصمیم گرفتم هر هفته روز های جمعه یک پست داشته باشم که این لینک‌ها رو به اشتراک بذارم.اگر دوست داشتین این مجموعه پست‌ها رو ببینید کافیه دسته‌بندی “هفته نامه” رو داخل وبلاگ نگاه کنید.

خب خب خب، این هفته نامه داره با سه هفته تاخیر به دست شما میرسه ، دلیلش اینه که من هفته پیش لینک خوب پیدا نکردم هفته دوم هم شلوغ بودم و هم مریض. و این هفته هم خیلی خبر جالب پیدا نکردم در نتیجه لینک ها کم هستن.

سقوط هواپیمای رئیسی

خبری که این هفته خیلی صدا کردم سقوط هواپیمای رئیسی و مرگ همه‌ی سرنشینانش بود. خبر عجیبی بود ولی ما هم عادت کردیم به خبر های عجیب.

بخش زیادی از محتوای آنلاین ناپدید شده است؛ اینترنت پر از لینک‌های مرده

بر اساس گزارش مرکز تحقیقات pew بیش از یک چهارم لینک های اینترنتی لینک ها خراب هستند و به جایی وصل نیستند. بخش زیادی از این لینک ها مربوط هستند به توئیت هایی که یا پاک شدن یا صاحب حساب ، اکانتش رو به شکل خصوصی درآورده.
لینک های خراب حتی داخل سایت های دولتی و بخصوص شهرداری ها هم دیده می‌شه.سایت های پربازدید خبری هم به اندازه سایت هایی که کم بازدید هستند لینک های مرده و خراب دارند. خیلی از لینک های منابع ویکی‌پدیا هم لینک خراب هستند.

با از دست رفتن لینک ها مسلما حجم زیادی از اطلاعات هستند که دیگه در دسترس نیستند . هر چقدر منابع بیشتری برای دسترسی وجود داشته باشه تنوع مطلب و همچنین گزینه های انتخاب هم بیشتر میشه. نظرم شخصیم این هست که اینترنت دیگه دست مردم نیست. قدیم تر ها آدم ها فروم ها رو میچرخوندن، وبلاگ هاشون رو داشتن و محتوای اصلی اینترنت توسط آدم های معمولی تهیه می‌شد اما امروزه تقریبا شرکت ها بازیگر اصلی اینترنت شدند. امیدوارم این روند به شکل قبلش برگرده و آدم ها دوباره صاحب اینترنت باشند.