بایگانی دسته: کتاب

صدسال تنهایی

اسم این رمان رو حتما شنیدید. این کتاب یکی از معروف‌ترین و پرفروش‌ترین کتاب‌هایی هست که تا به حال نوشته شده. من معمولا سعی می‌کنم در مورد چیز‌هایی حرف بزنم که بقیه کمتر در موردشون حرف میزنن، موقع خوندن این کتاب هم قصد نداشتم در موردش چیزی بنویسم ولی وقتی کتاب تموم شد دوست‌داشتم که حتما در موردش بنویسم و توی وبلاگم ازش اسم ببرم.

معرفی کتاب

بخش‌هایی از این متن دارای اسپویل است

این کتاب در سال 1967 توسط گابریل گارسیا مارکز و در طول دو سال نوشته شده. نسخه اصلی این کتاب به زبان اسپانیایی هست و تا به حال به بیش از 30 زبان ترجمه شده.

داستان کتاب در مورد زندگی 6 نسل از خانوانده بوئندیا هست که سرنوشت افراد این خانواده رو تعریف میکنه. کتاب در مورد یک خانوادست در نتیجه یک شخصیت اصلی نداریم و داستان خیلی از شخصیت‌ها رو دنبال میکنیم. بعضی ها کمتر بعضی ها بیشتر، بعضی ها نقششون پررنگ و بعضی‌ها کمرنگ میشه. ی جایی شخصیت ها از داستان میرن و توی چند فصل بعدی بر میگردن. در هر برهه ای از کتاب یک یا چند نفر نقش اصلی رو دارند و این نقش تغییر میکنه.
در کنار داستان خانواده‌ی بوئندیا، داستان دهکده هم روایت میشه که چطوری ایجاد شد، چطوری کلانتری و کلیسا به دهکده اومد و‌چطور قطار به دهکده رسید.

داستان در یک دنیای خیالی و در دهکده‌ای به نام ماکوندو روایت می‌شه و قصه‌ی آدم‌های این خانواده در اون دهکده و حتی اینکه این دهکده چطوری توسط خوزه آرکادیو بوئندیا و همسرش اورسالا تاسیس میشه صحبت میشه.
در این دنیای خیالی چیز‌هایی که برای ما عادی هست برای اون‌ها عجیبه و چیز‌هایی که برای اون‌ها عجیبه برای ما عادی هست مثلا در قسمتی از کتاب در مورد یخ و قالیچه پرنده صحبت می‌شه که یخ برای مردم ماکوندو موضوع عجیبی هست ولی قالیچه پرنده به این شکل نیست 🙂
این کتاب با تعریف چیز‌های مختلف و فکر کردن خارج از چارچوب عادی خلاقیت شما رو به چالش می‌کشه مثلا در قسمتی از کتاب در مورد قالیچه پرنده و یا صحبت کردن مردگان با زنده‌ها صحبت می‌شه که برای خواننده داستان موضوع عجیبی هست ولی برای آدم‌های داخل داستان یک چیز معمولی به حساب میاد.

این کتاب یک رمان پر از شخصیت‌های مختلف است و موقع خوندن کتاب باید حواستون باشه که چیزی رو از دست ندید. البته در این لینک می‌تونید شجره‌نامه خانواده‌ی بوئندیا رو ببینید و بر اساس اون کتاب رو بخونید.
داستان کتاب به قسمت‌های مختلفی پرش داره، هم پرش طولی (یعنی قسمت‌هایی از اتفاقات آینده و گذشته) و هم پرش عرضی (یعنی داستان آدم‌های مختلف در یک لحظه) اما این پرش‌ها به قدری درست و به اندازه هستند که باعث نمی‌شه در داستان گم بشید بلکه در عین پرش به قسمت‌های مختلف یکپارچگی در داستان دیده می‌شه. داستان در بعد زمان به عقب و جلو حرکت می‌کنه ولی اسپویلی از اتفاق‌های آینده داستان رو به ما نمی‌ده.

یکی از موضوعاتی که توی این کتاب به خوبی ازش صحبت شده جامعه، خانواده و تاثیر کودکی در بزرگسالی هست به عنوان مثال “آرکادیو”  که یکی از شخصیت‌های طولانی و تاثیرگذار در داستان هست، در کودکی تنها بوده و خیلی مورد لطف قرار نگرفته و در بزرگسالی روجیه خشن پیدا کرده، به کسب قدرت و یونیفرم نظامی علاقه داشته و در همون مسیر هم حرکت کرده.

شخصیت‌های مختلف توی داستان، سرنوشت‌های متفاوت و داستان‌های متفاوتی دارند ولی غمگینن ترین و جالب ترین سرنوشت برای من سرنوشت “پتروکرسپی” جوان خوش قلب ایتالیایی بود که برای تعمیر پیانولا اومده بود ولی توی دهکده موند. واقعا عاشق ربکا بود ولی در نهایت و به یکباره فهمید که ربکا دوستش نداره. ربکا و خواهرش آمارانتا به خاطر پتروکرسپی رقابت شدیدی با هم داشتن، اما بعد از ابراز علاقه پتروکرسپی به آمارانتا، آمارانتا درخواست رو رد کرد و در نهایت تنهایی و غم، در روز مردگان خودکشی کرد در حالی که توی فروشگاه خودش بین جعبه های موسیقی که در حال نواختن بودند جسدش رو پیدا کردند.

در قسمت‌هایی از کتاب تاثیر جنگ بر فروپاشی شخصیت و تغییر رفتارهای شخصیت‌ها دیده میشه. به عنوان مثال آئورلیانو بوئندی، آدمی که مشتاق علم بود و در آزمایشگاه کنار پدرش کار میکرد و ماهی‌های طلایی کوچک میساخت، به یکباره سراغ جنگ میره و بیست سال میجنگه. روحیات نظامی و خشک پیدا میکنه که حتی خانوادهداش هم ازش دوری میکنند. رحم از وجودش رفته و به یک شخصیت سنگی تبدیل شده. بعد از جنگ هر چیزی که از خودش به جا گذاشته بود رو از بین برد، آزمایشگاه دوران جوانی اش رو تخلیه کرد، سلاح هاش رو دفن کرد و کاغد های شعرش که به یاد همسرش نوشته بود رو سوزوند.
آدمی که روزی مردم دهکده از بودنش خوشحال بودن و بهش افتخار میکردن بعد از جنگ تبدیل به یک شخصیت منفور در دهکده شده. اما گذر روزگار ورق رو برگردوند و بعد از خودکشی ناموفق دوباره محبوب شد

درباره نویسنده

گابریل گارسیا مارکز نویسنده، روزنامه‌نگاه و فعال سیاسی اهل کلمبیا بود. به واسطه فعالیت‌های سیاسی، زندگی پر تنش و پر از اتفاقی داشت و قسمت‌هایی از دیدگاه سیاسی‌اش رو در کتابش می‌تونیم به خوبی ببینیم به عنوان مثال قسمت‌هایی که به حکومت‌های دیکتاتوری و تلاش اون‌‌ها برای ایجاد ترس و وحشت اشاره می‌کنه.
عمده کتاب‌‌های گابریل گارسیا به سبک واقع‌گرایی جادویی هست که ترکیبی از واقعیت، افسانه و تاریخ است. گابریل گارسیا کتاب صد‌سال تنهایی رو در سن حدود 40 سالگی نوشت و به گفته خودش در سال‌های پایین عمرش تمایل به نوشتن رو از دست داده‌ بود.
او در سال‌های آخر عمرش به آلزایمر مبتلا شد و در 17 آوریل سال 2014 درگذشت.

درباره ناشر و ترجمه

نسخه اصلی کتاب به زبان اسپانیایی هست و این ترجمه مستقیما از زبان اسپانیایی به زبان فارسی ترجمه شده و میشه گفت بهترین و درست ترین ترجمه موچود از این کتاب هست (اگرهم ترجمه بهتری وجود داره من ازش اطلاعی ندارم 🙂 )
قسمت‌هایی از داستان به سادگی قابل فهم نبود و باید بدون درک کردن اتفاقات فقط کتاب رو می‌خوندم و وقتی به قسمت‌های بعدی کتاب می‌رسیدم متوجه منظور نویسنده می‌شدم ولی بعد از گذشت مدتی متوجه شدم که این سبک نویسنده کتاب هست و البته باید یک مطلب رو چندین بار می خواندم تا متوجه اتفاقات می‌شدم.
بعضی از قسمت‌ها هم ایراداتی داشت که کمی داستان رو گنگ می‌کرد که می‌تونه دلیلش سانسور باشه ولی در کل ترجمه مناسبی بود.

نظر من در مورد کتاب

این پست یک پست طولانی بود و اگر تا اینجا رو خوندید باید بتونید نظر من رو در مورد کتاب حدس بزنید. کتاب یک روایت شیرین و دوست داشتنی داره اما باید توجه کرد که داستان‌ها باید پشت سر هم خونده بشه چون شخصیت ها و اتفاقات زیاد هستند و اگر فاصله بیوفته فراموش میشه.
توصیه من این هست که تصویر شجره‌نامه خانواده بوئندیا رو داشته باشید تا در حین خواندن داستان بتونید شخصیت‌ها رو دنبال کنید چون تعداد کارکتر‌ها زیاد و اسم‌های مشابه هم دارند.
از خواندن کتاب و مهارت نویسنده لذت ببرید.

Spring Boot In Action

کتاب Spring Boot In Action نوشته‌ی Craig Walls یکی از معروف‌ترین کتاب‌ها برای فریم‌ورک Spring Boot است.
کتاب کمی کمتر از 250 صفحه داره و در 8 فصل نوشته شده.
توی فصل اول کتاب با توضیحاتی در مورد Spring شروع میشه و بعد وارد مباحث مرتبط با Spring Boot میشه. از مفاهیم ابتدایی مثل ساخت اولین پروژه و کانفیگ کردن قسمت های مختلف تا تست نویسی و حتی deploy کردن پروژه هم داخل کتاب صحبت شده.
دو فصل از کتاب هم در مورد مباحثی مثل Groovy و Grails است.

محتوای کتاب به شکل کلی خوبه اما من اگر بخوام کتابی رو برای یک فریم‌ورک بخونم ترجیح میدم که کتاب کمی عمیق‌تر در مورد خود فریم‌ورک و اینکه توی لایه‌های پایین چطوری کار میکنه توضیح بده. بخش‌هایی از این کتاب به شکل خاص در مورد لایه‌های پایین فریم‌ورک توضیح داده بود مثلا بخش‌هایی که توضیح میداد Auto-configuration چطور اتفاق می‌افته اما بخش‌های دیگه خیلی عمیق توضیح داده نشده بودند.

مشکل خیلی جدی در مورد این کتاب قدیمی بودنش هست. این کتاب در سال 2016 نوشته شده یعنی 8 سال پیش و این یعنی تغییرات جدید فریم‌ورک در این کتاب وجود نداره. خیلی از قسمت های کتاب مخصوصا فصلی که در مورد تست نویسی هست از انوتیشن‌ها و کدهای قدیمی استفاده میکنه که خیلی‌هاشون منسوخ شدن و دیگه قابل استفاده نیستند.

یکی از دلایلی که انتخابم کتاب هایی هست که لایه‌های پایین فریم‌ورک رو توضیح بده این هست که با گذر زمان این کتاب‌ها همچنان ارزش خوندن دارند.
کتاب‌هایی که فقط مفاهیم سطحی رو توضیح میدن با اومدن ورژن جدید فریم‌ورک عملا دیگه قابل استفاده نیستند اما کتاب‌هایی که مفاهیم رو عمیق‌تر توضیح میدن مدت زمان بیشتری قابل استفاده هستند حتی اگر ورژن جدیدی از فریم‌ورک منتشر بشه یا تغییرات زیادی توی اون‌ها ایجاد بشه.

نمیدونم که آیا خوندنش رو توصیه کنم یا نه چون تا الان که این مطلب رو مینویسم کتاب دیگه‌ای در مورد Spring Boot نخوندم که بتونم با محتوای این کتاب مقایسه کنم.
فکر میکنم شاید کتاب دیگه‌ای که مطابق سلیقه من باشه در مورد Spring Boot نوشته شده باشه ولی این کتاب خیلی مفاهیم ابتدایی رو داخل خودش داشت. تاکید میکنم که منم با خوندن کتاب چیز های جدید رو یادگرفتم و نه اینکه این کتاب هیچ چیز جدید نداشت ولی شاید نویسنده می‌تونست کمی عمیق‌تر باشه.

من نسخه انگلیسی کتاب رو از اسکای‌بوکس خریدم در نتیجه اطلاعی از اینکه ترجمه شده یا خیر ندارم. نسخه انگلیسی هم راحت و ساده بود و بدون نیاز به انگلیسی قوی قابل فهم بود. اگر اولین باری هست که قصد دارید کتاب انگلیسی بخوندی این کتاب مناسب هست.

راز داوینچی

حدود یک هفته پیش کتاب راز داوینچی رو خریدم و با اینکه امروز کار های زیاد داشتم اما دیگه صبرم تموم شد و تصمیم گرفتم که تمامش کنم، تقریبا 150 صفحه باقی مانده رو خوندم و بعدش هم فیلمش رو دیدم.

کتاب یک رمان جنایی هست که از یک قتل داخل موزه شروع میشه که کنار جسد یکسری نوشته رمزی وجود داره و پلیس سعی میکنه که اون رمز رو بشکنه در ابتدا به نظر میاد که قاتل مشخصه اما به مرور داستان پیچیده تر میشه. داستان تا جایی ادامه پیدا میکنه که به تاریخچه های دین مسیحیت ، کلیسا، مریم مجدلیه، جنگ های صلیبی و شوالیه ها میرسه. من داستان رو بیشتر از توصیف نمی کنم چون دوست ندارم که اسپویل بشه.
اگر وبلاگ من رو میخونید احتمالا میدونید که من تاریخ، داستان های جنایی و معما دوست دارم و این رمان ترکیب همه چیز هایی بود که من دوستشون دارم.

نویسنده کتاب آقای “دن برون” هست و کتاب من ترجمه ی “حسین شهرابی” بود و “کتابسرای تندیس” هم که انتشارات هست. کتاب کمی کمتر از 500 صفحه است و من به قیمت 325000 تومن خریدمش.
علاوه بر اینکه کتاب ترجمه خوب و روانی داره پانوشت هایی هم که مترجم اضافه کرده بسیار به خوندن کتاب کمک میکنه.

از روی این کتاب یک فیلم هم با همین نام ساخته شده. من اول کتاب رو خوندم و بعد فیلم رو دیدم و در کمال تعجب داستان کتاب با اختلاف خیلی زیادی قشنگتر توصیف شده بود. کتاب جزئیات داستان رو دقیق توضیح داده و فضا سازی های خوبی هم داره. با اینکه هیچ تصویری توی کتاب استفاده نشده اما به خوبی می تونید فضا هایی مثل شی هایی که داخل داستان گفته شده یا فضای کلیسا ها رو تجسم کنید.
نظر شخصیم این هست که چقدر خوب میشد قسمت های مختلف کتاب از تصویر هم استفاده می کردند و این خیلی کتاب رو قشنگ تر میکرد. من کتابی که تصویر داشته باشه رو دوست دارم 🙂
داستان کتاب و فیلم تفاوت هایی داشت و درواقع فیلم قسمت هایی از داستان رو حذف کرده بود. پیشنهاد می کنم اگر دوست دارید ماجرای این داستان رو بدونید فقط کتابش رو بخونید و سراغ فیلم نرید، بنظر من فیلم حتی به اندازه نصف کتاب هم جذابیت نداشت شاید هم چون من اول کتاب رو خوندم و بعد فیلم رو دیدم این حس رو دارم.

بدون شک این کتاب یکی از بهترین رمانی هایی هست که من تا الان خوندم. اگر مثل من به تاریخ، داستان جنایی و معما علاقه دارید این کتاب می تونه شما رو راضی کنه.

Clean Code

بالاخره کتاب Clean Code رو تمام کردم. نمیدونم چقدر طول کشید ولی خیلی بیشتر از حد معمول بود دلیلش هم یکمی تنبلی من بود یکمی هم شلوغی 🙂

کتاب Clean Code نوشته ی Robert C. Martin هست که به اسم uncle bob شناخته شده است. uncle bob کتاب های شاخته شده ی دیگه ای مثل clean coder , clean architecture و … هم داره که من نخوندم ولی تعریفشون رو زیاد شنیدم.

کتاب Clean Code سعی میکنه یکسری از الگوهایی که باعث میشه کد های کثیف و پیچیده بشن رو توضیح بده. ساختار کلی کتاب به این شکل هست که اول یک کد بد رو به عنوان نمونه نشون میده، توضیح میده که چرا بده و چطوری باید اصلاح بشه. سپس کد رو اصلاح میکنه و کد اصلاح شده رو هم توضیح میده. همین الگو باعث میشه کتاب خوانا و روان باشه.
من نسخه انگلیسی کتاب رو خوندم و قابل فهم بود. خیلی کلمه ی عجیب و غریبی استفاده نشده و اتفاقا شروع خوبی هست برای خوندن کتاب به زبان انگلیسی.

نویسنده توی بخش ابتدایی کتاب توضیح میده که چرا نوشتن کد تمیز مهمه و چرا باید بهش توجه کرد. اگر شما به شکل گروهی روی پروژه ای کار کرده باشید یا حتی یک پروژه رو برای زمان طولانی پشتیبانی کرده باشید این اهمیت رو بیشتر درک می‌کنید. برای خود من بار ها پیش اومده که یک کار کوچیک، روز ها طول کشیده فقط به این خاطر که کد های قبلی تمیز نبودند.
نوشتن کد تمیز نیاز به زمان، تجربه و مهارت داره اما با دونستن چنتا اصل خیلی ساده مثل رعایت code convention ها یا قواعد نامگذاری و … کیفیت کد ها تا حد خوبی افزایش پیدا میکنه.

خوندن کتاب رو حتما حتما توصیه می‌کنم. نمونه کد های کتاب به زبان جاوا هست اما اگر شما برنامه نویس هستید (توی هر زبانی) پیشنهاد می‌کنم که کتاب رو بخونید. خوندن این کتاب باعث میشه شما آدم حرفه ای تری باشید و با کیفیت بیشتری کار کنید.

انسان خداگونه

من یکبار این کتاب رو تا نصفه خوندم ولی وسطش ادامه ندادم اما این بار دیگه کامل خوندمش. قبلا توی پست های مربوط به کتاب انسان خردمند و ۲۱ درس برای قرن ۲۱ نظرم رو در مورد هراری و کتاب‌هاش گفتم. همچنان نظرم همون هست و معتقدم کتاب‌هاش به شدت دیدبخش هستن.

کتابی که من خوندم از انتشارات فرهنگ‌نشرنو بود و ترجمه هم خانم زهرا عالی. ترجمه خوب و روان بود. یادم نمیاد چقدر خریدمش ولی روی جلد قیمت رو زده 1,000,000 ریال. منم احتمال همین قیمت خریدم شایدم یکم گرون‌تر. به هر حال این کتاب هم مثل بقیه کتاب های هرار چاپش توی ایران ممنوعه. کتاب حدودا ۵۰۰ صفحه‌ است و نوع نگارش هم شبیه به بقیه کتاب های نویسنده است.

عکس کتاب رو از گوگل گرفتم. جلد کتاب خودم برای عکس گرفتن خوب نبود

کتاب سعی داره با نگاه به گذشته و حال توضیح بده که انسان داره به چه سمتی در آینده حرکت می‌کنه. ابتدا موضوع هایی مثل بیماری، جنگ و قحطی رو کتاب مثال میزنه که زمانی دغدغه انسان بودن اما الان تقریبا برطرف شدن. نکته های جالبی هم در این مورد مطرح میشه مثلا کتاب میگه “احتمال خودکشی بیش از کشته شدن در جنگ هست” یا مثلا “خطر چاقی بشر را بیشتر از گرسنگی تهدید می‌کند” و بعد در مورد مرگ صحبت می‌شه که به عنوان یک مشکل فنی در نظر گرفته میشه که تا حدودی قابل کنترل و بهبود هست.

قسمت های پایانی کتاب به دوره‌ای از زندگی انسان اشاره می‌کنه که همه‌ی کار ها مبتنی دیتا هستن و دیتا به عنوان یک عامل محوری در نظر گرفته شده. بخش های زیادی از کتاب در مورد هوش مصنوعی صحبت می‌کنه و اینکه احتمالا روزی میرسه که ما دیگه کار‌هامون رو کاملا به الگوریتم ها می‌سپریم تا به جای ما تصمیم بگیرن چون اون ها بهتر از ما می‌دونن که ما چی ‌می‌خوایم یا چی برای ما خوبه.

آدمی معمولا از تغییر به وحشت می‌افتد، زیرا از ناشناخته‌ها می‌ترسد. اما بزرگترین ویژگی همیشگی تاریخ این است که همه چیز دگرگون می‌شود.

از متن کتاب

21 درس برای قرن 21

الان که دارم این مطلب رو می‌نویسم هوش مصنوعی و مخصوصا Chat GPT خیلی ترند شده و سر و صدا کرده. مثل همیشه خیلیا ترسیدن ، خیلیا نگران آینده شغلیشون هستند که توسط هوش مصنوعی از بین بره، خیلی ها شدن قهرمان هوش مصنوعی و Chat GPT و مثل همیشه دارن دوره (پکیج) هاشون رو میفروشن و خیلیا هم از هوش مصنوعی میخوان که آینده رو براشون پیش بینی کنه و بعضیا هم دارن شورش رو درمیان که فلان موسیقی با صدای فلان خواننده و … .

برای من خوندن کتاب ۲۱ درس برای قرن ۲۱ همزمان شد با معرفی و عرضه عمومی Chat GPT. خوندن کتاب یکم طول کشید به این خاطر که هم من یکم سرم شلوغ بود و در گیر دانشگاه بودم و هم اینکه داشتم کتاب انسان خداگونه رو می‌خوندم که یهو وسطش تصمیم گرفتم فعلا ادامه ندم و بعدا بیام سراغش.

نویسنده کتاب معروف هست و نیاز به تعریف و معرفی نداره. قبلا هم اینجا در موردش نوشتم.

کتاب سعی میکنه با توجهه به اتفاقاتی که توی دنیا در حال افتادن هست نگاهی به آینده داشته باشه و چیز هایی که ممکنه روزی با اون ها رو به رو بشیم رو گوش زد کنه. بخش های مختلف کتاب به هوش مصنوعی اشاره هایی داره و از تاثیراتش توی دنیا و آینده صحبت می‌کنه.

من تا الان دو کتاب و نصفی (انسان خداگونه رو یکبار دیگه کامل می‌خونم) از یوال نوح هراری خوندم و کتاب های هراری رو به این خاطر دوست دارم که ترکیبی از چیز هایی هست که همیشه میخواستم کنار هم ببینم، ترکیبی از تاریخ و علم بدون هیچ بایاس (bias که گوگل به جانب داری ترجمش کرد) نسبت به دین یا طرز فکر خاصی.
نوع نوشتن یوال نوح هراری توی هر دو کتابی که خوندم به این شکل بود که یک مسئله رو مطرح میکنه بعد مسئله رو باز می‌کنه و سعی می‌کنه از بعد هایی مثل تاریخ، دین و سیاست توضیحشون بده.
همونطور که قبلا هم گفتم کتاب پر از رفرنس و ارجاع به مقاله های مختلف هست و وقتی کتاب رو می‌خونید در واقع این حس رو دارید که مقاله علمی می‌خونید اما حوصلتون سر نمیره.

مثل همیشه نوشته های یوال نوح هراری (و نه صرفا همین یک کتاب) رو توصیه می‌‌کنم. کتاب های هراری این جوری هستن که بعد از خوندشون واقعا یک تغییر بزرگ توی مغز خودتون احساس می‌کند. واقعیت های روزمره زندگی رو از یک دریچه جدید می‌بینید. شما رو مجبور می‌کنه به فکر کردن به روش جدید.

در آخر هم بگم که کتاب چاپ و فروشش ممنوعه. مثل همیشه دلیلش مشخصه و امید‌وارم روزی برسه که ما خودمون تصمیم بگیریم که چه کتابی رو باید بخونیم و چه کتابی رو نباید.
کتاب رو پنجم آبان ماه سال ۱۴۰۱ از قزوین خریدم. زمانی که خیابون ها شلوغ بود و من دانشجوی ارشد بودم(هنوز هستم و این لعنتی تموم نشده). این کتاب رو به همراه چنتا کتاب دیگه به عنوان یادگاری از دوران دانشجویی ارشدم خریدم.

رنج‌های ورتر جوان

صبح‌ها، وقتی از رویا‌های سنگین خودم سربر می‌دارم، بیهوده به هوای او آغوش باز می‌کنم، و شب‌ها، وقتی که خوابی سعادت آمیز و معصومانه به وهم ام دچار می‌کند، بیهوده در بستر خود از پی او می‌جویم ، آن هم با حالی که انگاری در پیش او بر سر سبزه نشسته ام و دستش را در دست دارم و هزار بوسه بر آن می‌زنم. و وقتی که در منگی خواب دست از پی او می‌کشم و به خودم می‌آیم، جویی از اشک از قلب در هم فشرده‌ام بیرون می‌زند و من بی هیچ تسلایی در پیش آینده‌ی تاریکی که دارم، گریه سر می‌دهم.

از متن کتاب

کتاب رنج‌های ورتر جوان از معروف ترین کتاب های گوته، شاعر آلمانی است. این کتاب یکی از معروف ترین رمان های گوته است که به زبان های مختلف از جمله فارسی هم ترجمه شده.
این رمان رو گوته در سن ۲۵ سالگی منتشر کرد و در اون زمان عده ای مخالفت های زیادی با این کتاب داشتن چرا که معتقد بودند که این کتاب مسئله خودکشی رو توجیه می‌کنه اما همین مخالفت‌ها باعث می‌شد که کتاب شناخته تر بشه و در نتیجه استقبال خوبی ازش بشه.
کتاب به شکل مجموعه ای از نامه ها هست که ورتر اون رو برای ویلهلم نوشته و توالی این نامه ها کنار هم دیگه یک رمان رو بوجود آورده.
کتابی که من دارم ترجمه محمود حدادی و ناشر هم نشر ماهی است. کیفیت چاپ تقریبا خوبی داره و قطع کتاب هم جیبی هست.

ماجرای کتاب

این قسمت اسپویل دارد
داستان در مورد جوانی به اسم ورتر هست که با دختری به نام لوته آشنا می‌شود. ورتر عاشق دختر هست ولی دختر نامزدی به نام آلبرت داره که برای مدتی رفته سفر و به زودی از سفر بر‌می‌گردد.
ورتر با اینکه می‌داند دختر نامزد داره و اون رو هم خیلی دوست داره اما عاشق دختر شده و نمی‌توانسته دختر رو فراموش کنه.
ورتر که می‌دونسته هیچ وقت نمی‌تونه به لوته برسه در نهایت برای این مشکل راه حلی پیدا می‌کنه و راه حل این بوده که یکی از این سه نفر باید از بین می‌رفته. در آخر ورتر تصمیم به خودکشی می‌گیره. این خودکشی از روی احساس نیست بلکه دلزدگی و بی‌حوصلگی هر روز در وجود ورتر عمیق‌تر می‌شد و در نهایت سستی و بی‌رمقی رو به همراه داشت.

ششم دسامبر
وای که خیال او همه جا از پی‌ام می‌آید! و در بیداری و خواب در جان من خانه می‌گیرد! این جا، وقتی که چشم هایم را می‌بندم، این‌جا در پس پیشانی ام، در پیش نگاه خیالم چشم های او حضور دارند. زبانم از شرح این حس برای تو ناتوان است. چشم هایم را که می‌بندم، نگاهش با من است، و مثل دریا، مثل ورطه در پیش رویم دهان باز می‌کند و پس پیشانی ام همه حس و خیالم را به تسخیر خودش در می‌آورد.

از متن کتاب

داستان های جالب پشت رمان


بخش زیادی از این داستان از چندین واقعیت جالب الهام گرفته. عشق ورتر به لوته در واقع عشق جوانی گوته به لوته بوف، دختر فرماندار شاهی شهر بوده که این ماجرا هم به اندازه‌ی خود داستان معروف هست.
لوته دختری با اندام ظریف، موی طلایی و چشم های آبی بود و زمانی که گوته با لوته آشنا می‌شود زمانی هست که مادر لوته به تازگی از دنیا رفته و لوته مسئول بزرگ کردن خواهر ها و برادرهای کوچک‌تر خودش هست. دوستی بین گوته و لوته حدود چهار ماه ادامه دارد اما بعد از اینکه گوته متوجه می‌شود که هیچ موقع نمی‌تونه به لوته برسه با رسیدن پاییز پنهانی گذاشت و رفت و دیگر هیچ خبری از اون نبود.

بعد از این ماجرا گوته با خانمی به نام ماکسیمیلیانه لاروخ آشنا شد که به تازگی همسر یک بیوه‌بازرگان ثروتمند فرانکفورتی شده بود. این دوستی هم به سر‌انجام نرسید چرا که یک روز بازرگان جنجال به راه انداخت و این دوستی از هم پاشید. چشم های سیاه لوته داخل داستان در واقع چشم های خانم لاروخ هستند.

اما این دو ماجرا داستان ورتر را کامل نمی‌کرد و برای قسمت پایان داستان گوته از ماجرای یکی از آشنایان خود به نام یروسلیم که کاردار سفارت بود استفاده کرد که به تازگی خودکشی کرده بود. یروسلیم عاشق همسر یکی از همکار های خودش شده بود ولی می‌دونست که هیچ موقع به وصال نمی‌رسد و همچنین تنزل مقام اداری هم به ناامیدی های اون اضافه کرده بود که در نهایت با شلیک گلوله به سر، به زندگی خودش پایان داد.

در بخش های زیادی از این رمان از مجموعه نامه ها و خاطراتی که گوته در زمان جوانی خودش نوشته بود، مستقیما استفاده شده و حتی تاریخ های نگارش نامه ها که در متن رمان هم استفاده شده تاریخ های دقیق همون نامه ها و خاطرات هستند.

نظر من در مورد کتاب

اوایل که شروع به خوندن کتاب کردم خیلی دوست نداشتم که ادامش بدم چرا که این شکل از ادبیات و داستان ها خیلی برام جالب نیستند اما هر چقدر که داستان جلوتر می‌رفت بنظرم جالب تر می‌شد. ترجمه کتاب هم خیلی و روان و راحت بود که من دوستش داشتم.
در کل رمان کوتاه و قشنگی بود در نتیجه خوندنش رو پیشنهاد می‌کنم.

کار عمیق

کار عمیق : فعالیت های حرفه‌ای که با تمرکز کامل و به دور از حواس‌پرتی انجام می‌شوند و کاری ‌می‌کنند که از توانایی های شناختی‌تان بیشترین بهره را ببرید. این کوشش‌ها ارزش‌های جدید به وجود می‌آورند و مهارت‌های شما را ارتقا می‌دهند و تقلید کردن از آنها سخت است.

از متن کتاب کار عمیق

کتاب کار عمیق نوشته کال نیوپورت ، از جمله کتاب های معروف در زمینه self-help هست.
توی این کتاب نویسنده سعی داره اهمیت تمرکز روی کار ها رو بگه و یکسری راه حل یا پیشنهاد میده که انتظار داره اگر اون هارو رعایت کنید آدم موفقی بشید یا حداقل تمرکز روی کارتون کمکتون کنه که موفق تر از قبل باشید.
یکی از گیر های من به کتاب های این شکلی همیشه این بوده که بیشتر نویسنده های این کتاب ها معتقدن اگر کسی به هدفش نرسیده ، مقصر خودش بوده و خودش تلاش نکرده. من با این مورد مخالفم.
اینکه یک نفر به خواستش و یا هدفش توی زندگی نرسیده، صرفا به این خاطر نیست که تلاش نکرده. همیشه شانس، خانواده، کشور و خیلی عوامل دیگه توی نتیجه کارهای شما دخیل هستند و نکته جالب هم این هست که بیشتر این عوامل رو شما انتخاب نمی‌کنید. اینکه توی یک کتاب بگه که شما به این خاطر به هدفتون نرسیدید که تلاش نکردید و فقط شمایید که مقصرید به نظر من اصلا قابل قبول نیست
یکی دیگه از چیز هایی که شما توی کتاب های self-help زیاد می‌بینید این هست که نویسنده میگه فلان شخص این کار رو انجام داد و موفق شد پس تو هم باید انجامش بدی تا موفق بشی. من به شدت با این مورد مخالفم . مثال مشهورش استیو جابز هست که دانشگاه رو ول کرد و اپل رو ساخت و حالا اگر تو هم می‌خوای موفق بشی پس دانشگاه رو باید ول کنی 🙂 درصورتی که استیو جابز، استیو جابز بود و خیلی کار های دیگه هم توی زندگیش انجام داد و یکی از اون کار ها ول کردن دانشگاه بود و ول کردن دانشگاه دلیل موفقیتش نبود

در مورد کتاب

همونطور که گفتم نویسنده کتاب کال نیوپورت هست و احسان قراخانی کتاب رو ترجمه کرده. کتاب من چاپ هشتم هست که نشر میلکان اون رو چاپ کرده. (توی دیکشنری چک کردم میلکان نام دخترانه کردی به معنای سرزمین اجدادی هست)
کتاب از نظر ترجمه و کلمه خوش خوان و راحت هست اما به نظر من یکم طولانی و حوصله سربر 🙂
من طرفدار کتاب ها یا نوشته هایی هستم که توی کوتاه ترین حالت ممکن حرفشون رو بزنن اما این کتاب خیلی طولانی نوشته شده ، البته حجم کتاب خیلی نیست و تقریبا ۲۰۰ صفحه بیشتر نمیشه اما شاید کل مفهوم کتاب رو توی ۱۰۰ صفحه هم میشد نوشت.

نظر من در مورد کتاب

کلیت کتاب مثبت هست و حرفش هم درسته، تمرکز روی کاری که دارید در لحظه انجام می‌دید کیفیت کار رو بیشتر می‌کنه.
اما این کتاب هم مثل بقیه کتاب های self-help مشکل مقصر دونستن آدم ها توی موفق نشدنشون یا اینکه یک نفر این کار رو کرد و موفق شد پس تو هم اگه می‌خوای موفق بشی این کار رو بکن رو داره
در کل کتاب ارزش خوندن رو داره و گاهی وقت ها نکته هایی رو یادآوری می‌کنه که شاید در نگاه اول ساده بنظر بیان اما واقعا مهم و تاثیر گذارن.
پست رو با جمله ای متن کتاب تموم می‌کنم

برای اینکه بتوانید از ظرفیت فکری موجود خود تا آخرین حد امکان بهره ببرید بایستی بتوانید کار عمیق کنید.

از متن کتاب کار عمیق