چه وسایلی برای خوابگاه نیاز داریم ؟

امروز نتایج انتخاب رشته کنکور اعلام شد، فارغ از اینکه کجا و چه رشته ای قبول شدید تبریک میگم بهتون برای گذر کردن از این مرحله از زندگی و یادمون باشه که این هم فقط یک مرحله از زندگیه. مثل بقیه اتفاق های خوب و بد این هم تموم میشه. مهم اینه که شما به مسیرتون ادامه بدید.
کنکور توی زندگی شما تاثیر داره ولی همه چیز نیست و همه هم قرار نیست با قبول شدن یا نشدن توی کنکور خوشبخت یا بدبخت بشن. اگر خوشبختی و یا بدبختی شما توی زندگی به یک کنکور وابسته است بهتره در مورد زندگیتون دوباره فکر کنید.

امروز به بهونه ی اعلام نتایج تصمیم گرفتم این مطلب رو بنویسم. چیز هایی که اینجا مینویسم تجربه خودم از خوابگاه هایی هست که رفتم. مسلما همه جا مثل هم نیست ولی سعی میکنم به شکل عمومی چیز هایی که نیاز هستند رو بنویسم.

خوابگاه ما در دوران ارشد 🙂


محیط خوابگاه معمولا اونقدرا بزرگ نیست در نتیجه شما وسایل زیادی رو نمیتونید با خودتون ببرید مثلا همونطور که توی عکس پیداست این اتاق برای 6 نفره. دو تا تخت که توی عکس پیداست و یک تخت هم در سمت چپ قرار داره که توی عکس نیست.
تعداد نفرات داخل یک اتاق بستگی به اندازه ی اتاق داره مثلا خوابگاه دوران کارشناسی ما 13 نفره بود.

لیست چیز های که نیاز دارید ببرید:

تشک، پتو، ملحفه

من تا الان خوابگاهی ندیدم که تشک و پتو بده مگر خوابگاه مهمان که قرار هست به مدت یک یا دو شب ازش استفاده کنید پس باید تشک و پتو رو با خودتون ببرید. بهتره یک پتوی اضافه هم با خودتون ببرید و زیر تشک پهن کنید چون معمولا تخت ها سفت هستند و تشک ها نازک. این پتو باعث میشه کمتر اذیت بشید.
در مورد انتخاب تخت هم این رو بگم که تخت بالا خیلی در دسترس نیست و توی بالا و پایین شدن شاید کمی اذیتتون کنه ولی خوبیش اینه که معمولا کسی غیر از خودتون از تختتون استفاده نمیکنه. تخت پایین معمولا راحت تره (البته تکون های نفر بالایی یکمی اذیت میکنه) ولی خوبیش اینه که در دسترسه .

چند راهی و محافظ برق

توی هر اتاق معمولا تعداد کمی پریز برق وجود داره در نتیجه چند راهی برق باعث میشه مشکلی با تعداد پریز ها نداشته باشید همچنین محافظ برق هم ببرید که اگر ولتاژ کم و زیاد شد گوشی یا لپ‌تاپ تون دچار مشکل نشه.

وسایل شخصی

وسایل شخصی مثل مسواک و حوله، شوینده هایی مثل صابون ، شامپو و تاید هم که مشخصه و باید با خودتون داشته باشید.
دمپایی هم مهمه، ممکنه توی دستشویی یا حمام دمپایی نباشه در نتیجه دمپایی ببرید ، حتما هم دمپایی پلاستیکی ببرید که خراب نشه.:)

لباس ، اتو و گیره لباسی

چند دست لباس بیرونی و چند دست لباس روزانه با خودتون ببرید اما زیاد لباس نبرید چون جای زیادی برای آویزون کردن لباس هاتون ندارید. گیره لباسی هم چنتایی ببرید که بتونید لباستون رو بهش آویزون کنید.
گاهی داخل اتاق یا توی حیاط نخ یا بندی وجود داره که بتونید لباس هاتون رو وقتی شستید اونجا آویزون کنید من معمولا یک نخ هم با خودم میبردم و دو سر تخت میبستم و مثلا حوله ام رو اونجا آویزون میکردم که خشک بشه.

خوابگاه دوران کارشناسی – اون چوب های بلندی که پشت تخت ها گذاشتیم در واقع درب های کمد دیواری هستند که در آوردیم و با طناب بستیم به تخت که بتونیم تکیه بدیم 🙂

بشقاب، لیوان، قابلمه، قاشق چنگال و فلاسک چایی

توزیع غذا داخل خوابگاه یا به این شکل هست که توی ظرف آماده به شما داده میشه و یا باید با خودتون ظرفتون رو ببرید. من پیشنهاد میکنم یک ماهی تابه متوسط داشته باشید که هم بتونید به جای بشقاب ازش استفاده کنید و هم اگر خواستید چیزی مثل تخم مرغ بپزید ازش استفاده کنید. یک قابلمه هم خوبه که با خودتون داشته باشید. من تا جایی که یادمه پیش نیومده که بخوام توی خوابگاه غذا بپزم ولی قابلمه برای جوشوندن کنسرو و تن ماهی استفاده میشه.
یک اسکاچ هم برای شستن ظرف هاتون داشته باشید. من پیشنهاد میکنم از اسکاچ شخصی استفاده کنید چون معمولا آشپزخونه اونقدر ها تمیز نیست که از اسکاچ دیگران استفاده کنید و خیلی وقت ها هم آشپز خونه مشاعه و بهتره که وسیله ای رو داخل آشپز خونه نزارید.
مهم ترین چیز توی خوابگاه بعد از سیار برق فلاسک چاییه. دانشجو به چایی زندست. 🙂

نخ ، سوزن و چسب زخم

شاید بنظر بدرد نخور بیاد اما یک نخ و سوزن توی وسایلتون داشته باشید. ضرورتش رو وقتی متوجه میشید که ساعت ۸ میخواید برید کلاس ولی لباس یا جورابتون سوراخ شده. البته همیشه گزینه ی پیچوندن کلاس هم روی میز هست 🙂
چنتا چسب زخم هم توی وسایلتون بزارید. توی اتاق های خوابگاه نه ولی توی سرپرستی معمولا جعبه کمک های اولیه هست اما چسب زخم چیز مفیدیه. خیلی هم جا نمیگیره.

چیز های عمومی

یکسری چیز هم داخل خوابگاه هست که معمولا به شکل عمومی بین بچه ها استفاده میشه مثلا تشت برای شستن لباس یا مایع دستشویی و … . اینجور چیز ها رو معمولا همه شریکی میخرن و با هم استفاده میکنن.

اینها تقریبا چیز های اصلی هست که نیاز دارید. ممکنه چیزی رو فراموش کرده باشم ولی اگر یادم اومد به همین پست اضافه میکنم.

استفاده از مدیر پنجره I3 روی دسکتاپ XFCE

من موقع کار ترجیه میدم تا حد امکان از موس استفاده نکنم چون هم باعث افزایش سرعت کار کردن میشه و هم اینکه به مچ دست آسیب کمتری وارد میکنه در نتیجه سعی میکنم از I3 window manager استفاده کنم. اما یک مشکلی با I3 دارم اون هم این هست که باید کوچک ترین قسمت ها رو دستی کانفیگ کنم، معمولا کارت شبکه رو نمیشناسه یا کارت صدا رو نمیشناسه و … و بعد از نصب یکم اذیت میکنه.


توی محیط های desktop هم من معمولا XFCE رو ترجیه میدم چون هم سبکه و سادس و هم اینکه ریسورس های کمی رو استفاده میکنه اما چون با window manager ای که داره خیلی راحت نیستم میرم سراغ KDE.


امروز به ذهنم رسید که جالب میشه اگر بتونم desktop ام رو به XFCE تغییر بدم و از I3 به عنوان window manager استفاده کنم. سرچ کردم و اول به این ویدیو و بعد به این لینک و این لینک رسیدم
در ادامه سعی میکنم یک خلاصه از مراحل کار بنویسم:

نصب XFCE

ابتدا XFCE رو روی سیستم نصب میکنید.

نصب Nitrogen و I3

ابتدا Nitrogen رو نصب میکنیم که قراره بعدا برای تنظیم کردن background ازش استفاده کنیم و هم چنین i3 رو هم نصب میکنیم

sudo apt-get install nitrogen i3

نصب وابستگی ها

یکسری وابستگی هم نیاز داریم که باید نصب کنیم :

sudo apt install xfce4-dev-tools gcc build-essential autotools-dev libxcb1 libxcb1-dev xcb-proto libglib2.0-0 libglib2.0-dev gobject-introspection libjson-glib-dev gtk-doc-tools pkg-config libgtk2.0-dev libxfce4ui-2-dev xfce4-panel

علاوه بر وابستگی های بالا باید با استفاده از curl وابستگی های زیر رو هم دانلود و نصب کنیم :

curl -s https://api.github.com/repos/altdesktop/i3ipc-glib/releases/latest \
| grep "tarball" \
| cut -d : -f 2,3 \
| tr -d \,\" \
| wget -O i3ipc-glib.tar.gz -qi - 

برای نصب فایل دانلود شده دستورات زیر رو اجرا میکنیم :

tar -xvf i3ipc-glib.tar.gz
cd altdesktop-i3ipc-glib*
 
./autogen.sh --prefix=/usr
make
sudo make install
 
cd ../

وابستگی بعدی رو هم دانلود میکنیم :

curl -s https://api.github.com/repos/denesb/xfce4-i3-workspaces-plugin/releases/latest \
| grep "tarball" \
| cut -d : -f 2,3 \
| tr -d \,\" \
| wget -O xfce4-i3-workspaces-plugin.tar.gz -qi - 

و برای نصب این وابستگی هم از دستورات زیر استفاده میکنیم :

tar -xvf xfce4-i3-workspaces-plugin.tar.gz
cd denesb-xfce4-i3-workspaces-plugin*
 
./autogen.sh --prefix=/usr
make
sudo make install

غیر فعال کردن XFCE windwo manager

ابتدا باید window manager پیشفرض XFCE رو غیر فعال کنیم. برای این کار در قسمت Session and Startup باید دو تغییر ایجاد کنیم :

همانطور که در تصویر مشخص است باید مقدار مربوط به فیلد های xfwm4 و xfdesktop رو روی never قرار بدیم.

فعال کردن I3

در همان صفحه ی Session and Startup در تب application autostart باید یک گزینه برای i3 ایجاد کنیم. برای این کار دکمه add را زده و مقدار فیلد ها را به شکل زیر پر میکنیم :

name : i3 (or whatever)
description : tailing window manager (or whatever)
command : i3

حذف shortcut های غیر مرتبط به i3

چون قرار است از i3 به عنوان window manager استفاده کنیم پس باید shortcut های غیر مربوط به i3 را پاک کنیم. برای این کار در تنظیمات keyboard همه ی shortcut ها را پاک میکنیم.

جایگذاری کانفیگ مناسب برای i3

یک فایل کانفیگ در انتهای این لینک هست که میتونید از اون استفاده کنید. من هم فایل کانفیگ سیستم خودم رو در این ریپوزیتوری قرار میدم

ریبوت کردن سیستم

سیستم رو ریبوت میکنیم. با این کار i3 و XFCE کنار هم اجرا میشن.

نمایش workspace ها در نوار صفحه

در نوار بالای صفحه XFCE یک ویجت جدید به نام I3 workspace plugin قرار دارد که اون رو اضافه میکنیم تا شماره های workspace ها را نشان بده

هفته نامه – شماره شانزده

من در طول هفته معمولا به لینک های زیادی سر میزنم، از وبسایت های مختلف خبر‌های مختلف می‌خونم. وقتی میگم خبر الزاما منظور خبرهای لبه‌ی دنیا نیست. خیلی وقت های مطلب‌ها قدیمی هستند اما همچنان ارزش خوندن رو دارند. تصمیم گرفتم هر هفته روز های جمعه یک پست داشته باشم که این لینک‌ها رو به اشتراک بذارم.اگر دوست داشتین این مجموعه پست‌ها رو ببینید کافیه دسته‌بندی “هفته نامه” رو داخل وبلاگ نگاه کنید.

معرفی mounika.studio

خیلی اتفاقی توی لینکدین دیدم که یک نفر عکس پایین رو پست کرده و خوشم اومد. بعد دیدم روی عکس لینک به طراح هم وجود داره در نتیجه چون نمیدونستم به چه عنوان این عکس رو منتشر کنم تصمیم گرفتم سایت طراح رو معرفی کنم 🙂

ترور حسن نصرالله

امروز (۷ مهر ماه ۱۴۰۳) خبر ترور حسن نصر الله رو داشتیم که به خاطر حمله دیشب اسرائیل به لبنان اتفاق افتاده.
من این خبر ها رو دنبال میکنم ولی ترجیح میدم توی وبلاگم ننویسم این رو هم به این دلیل نوشتم که اتفاقات عجیبی توی این ۶ ماهه اول سال داشتیم. از حمله اسرائیل به ایران و ایران به اسرائیل تا سقوط هواپیمای رئیسی و الان هم ترور حسن نصرالله.

هک ماشین های KIA

سمکری (samcarry) یکی از شناخته شده ترین هکر های دنیا ، چند روز پیش توی وبلاگش پستی رو منتشر کرد که خبر هک کردن ماشین های KIA میداد. این آسیب پذیری این امکان رو میداده که هکر ها از راه دور بتونن عمکرد های مهم ماشین رو کنترل کنند. همچنین اطلاعات صاحب ماشین مثل نام، نام خانوادگی، ایمیل و … رو هم میتونسته بدست بیاره و جالب تر اینکه میتونسته خودش رو به عنوان کاربر دوم ماشین مشخص کنه بدون اینکه صاحب ماشین از این کار مطلع بشه.
توی لینک بالا میتونید رایتآپ مربوط به این آسیب پذیری و نحوه ی عملکردش رو بخونید.

حمله ایران به اسرائیل

الان که دارم این مطلب رو مینویسم ساعت ۱۰ : ۹ سه شنبه ۱۰ مهر هست. حدود ساعت ۸ صدای شلیک موشک از سمت ایران به اسرائیل شنیده شد و الان هم تمام خبرگزاری ها شلیک رو تایید کردند.

هکتبرفست ۲۰۲۴، پر استرس ترین هکتبرفست

امروز یکم اکتبر هست و طبق عادت هر سال یادآور هکتبرفست، قبلا اینجا و اینجا در مورد هکتبرفست و اینکه چی هستند نوشتم.
امسال یازدهمین هکتبرفستی هست که برگزار میشه. اولین هکتبرفست در سال 2014 با 676 شرکت کننده برگزار شد و در سال 2023 تعداد شرکت کنندگان به 98,000 رسیده.
اسپانسر های هکتبرفست امسال DigitalOcean, Cloudflare و Quira هستند.

من هر سال قول میدم که امسال در مورد هکتبرفست بیشتر بنویسم و مشارکت کنم ولی هر سال یک مشکلی پیش میاد.
الان ساعت ۳۱ : ۱۱ دقیقه شبه و ساعت ۸ شب (همین چند ساعت پیش) حمله موشکی ایران به اسرائیل انجام شد. امسال هم سعی میکنم اگر تونستم توی هکتبرفست باشم و مشارکت کنم، یا اینجا در موردش بنویسم و یا ویدیو بگیرم و منتشر کنم.تا ببینیم چی پیش میاد …

راستی برنامه ی مشابه هکتبرفست رو بچه های ایرانی شروع کردن که من هنوز دقیق بررسی نکردم ولی از این لینک میتونید ببینیدشون.

هشتگ بازنشستگی

پادکست هشتگ بازنشستگی به تازگی کارش رو شروع کرده و تا الان که این پست رو می نویسم به قسمت پنجم خودش رسیده. درسته که قسمت های کمی از این پادکست منتشر شده اما از اونجایی که آدم های حرفه ای رسانه ، در حال ساخت این پادکست هستند منطقا با یک پادکست حرفه ای طرف هستیم.

پادکست هشتگ بازنشستگی خودش رو اینطور معرفی میکنه :

ما سعی می‌کنیم با مهمون‌هامون در مورد این حرف بزنیم که چرا و چقدر انسان مدرن خودش رو با شغلش توضیح می‌ده و آیا واقعاً می‌شه برای هیچ کدام از ماها دیگر بازنشستگی کامل و قاطع پیش‌بینی کرد؟ فارغ از اینکه پیر هستیم یا جوان، آیا به بازنشستگی و پایان این مسیر حرفه‌ای فکر کرده‌ایم؟ آنچه پس از پایان حیات حرفه‌ای از ما باقی می‌ماند چه کسی است؟

آرش برهمند، سیاوش صفاریان پور و فرشاد نگهدار میزبانان پادکست هستند و هر قسمت یک مهمون رو دعوت میکنن و در مورد شغل، زندگی و از همه مهمتر بازنشستگی صحبت میکنن.

چیزی که باعث شد من این پادکست رو دنبال کنم جمله ی آخری هست که در تعریف بالا هم گفته شده. “آنجه پس از حیات حرفه ای از ما باقی می ماند چه کسی است؟”.
معمولا همه ی ما خودمون رو به شغل و کارمون گره میزنیم و کل زندگیمون رو معمولا بیشتر از هر چیز دیگه ای برای کار کردن مصرف می کنیم اما بالاخره روزی میرسه که ما بازنشسته میشیم و بعدش چی؟
من آدم های زیادی رو توی اطراف خودم میبینم که با بازنشستگی یا عملا هیچ کار دیگه ای انجام نمیدن و زندگی براشون وارد یک رکود میشه یا یک شغل دیگه پیدا میکنن و خودشون رو به اون سرگرم میکنن. آیا واقعا بازنشستگی این شکلیه یا ما خودمون این شکلش رو انتخاب کردیم.
من تا بازنشستگی فاصله ی زیادی دارم ولی در نهایت اون روز میرسه که دیگه باید بازنشسته بشم و برام جالبه که از تجربه های آدم هایی که به این وضعیت نزدیک هستن بشنوم.

هر قسمت پادکست کمی کمتر از یک ساعت هست. هر دو هفته یکبار در روز شنبه، یک اپیزود از این پادکست در یوتوب منتشر میشه.

هفته نامه – شماره پانزده

من در طول هفته معمولا به لینک های زیادی سر میزنم، از وبسایت های مختلف خبر‌های مختلف می‌خونم. وقتی میگم خبر الزاما منظور خبرهای لبه‌ی دنیا نیست. خیلی وقت های مطلب‌ها قدیمی هستند اما همچنان ارزش خوندن رو دارند. تصمیم گرفتم هر هفته روز های جمعه یک پست داشته باشم که این لینک‌ها رو به اشتراک بذارم.اگر دوست داشتین این مجموعه پست‌ها رو ببینید کافیه دسته‌بندی “هفته نامه” رو داخل وبلاگ نگاه کنید.

معرفی openHopeHack

امروز که دارم این پست رو می نویسم 16 سپتامبر و این یعنی داریم به ماه اکتبر نزدیک میشیم. قبلا اینجا و اینجا در مورد هکتبرفست نوشتم و امروز توی توئیتر دیدم که فرید پروژه openHopeHack رو شروع کرده که قراره مشابه با هکتبرفست باشه.
من ی نگاه کلی انداختم و بنظرم جالب اومد. هنوز توی مراحل اولیه است ولی امیدوارم ازش استقبال بشه و پیش بره.
اگر فرصت شد من هم مشارکت میکنم. به امید روزی که کشور ما هم بخشی از دنیا محسوب بشه و بتونیم توی برنامه هایی مثل هکتبرفست راحت مشارکت کنیم.

منفجر شدن پیجر های تایوانی

من خبر رو دقیق دنبال نکردم ولی خلاصه ی ماجرا از این قرار هست که حزب الله چند ماه پیش یکسری پیجر رو از یک شرکت تایوانی سفارش داده و دیروز این پیجر ها شروع به منفجر شدن کردند. تا الان حدود ۱۲ نفر کشته و بیش از ۳هزار مجروح گزارش شده
ابتدا گفته شد که پیجر ها باتری لیتیومی داشتن که هکر ها این پیجر ها رو هک کردن و با بالا بردن دما این باتری ها منفجر شدند اما ظاهرا این خبر درست نبوده و جریان به این شکل بوده که اسرائیل توی این پیجر ها ماده منفجره کار گذاشته و بعد به دست نیرو های حذب الله رسیده.


من هم دقیق نمی دونم کدوم خبر درسته ولی دلیل اینکه این خبر رو نوشتم شباهتش به هک های زنجیره تامین یا supply chain attack بود. برای ساخت یک نرم افزار ابزار، کتابخانه و .. های دیگه به شکل third party مورد استفاده قرار میگیره. کافیه هکر ها به یکی از این وابستگی ها یا کتابخانه ها … دسترسی پیدا کنند و از طریق اون کدی رو به نرم افزار اصلی اضافه کنند یا کدی رو تغییر بدن . توجه کنید که خود نرم افزار امن ساخته شده اما از طرف یکی از third party ها آسیب پذیری به نرم افزار اضافه میشه.
قبلا توی این پست در مورد حمله ی درب پشتی از طریق کمپایلر نوشتم که مشابه با همین موضوع هست.

تحریم سایت codeinfarsi.org

سایت codeinfarsi.org با تلاش بچه های کامپیوتری در داخل و خارج ایران با هدف آموزش و دسترسی پذیری منابع خارجی برای ایرانی ها تشکل شد و الان خبر اومده که ظاهرا به خاطر سیاست ها گوگل این سایت برای ایرانی ها در دسترس نیست.
توی ایران دسترسی به اینترنت دو مشکل داره ، یا دوستامون در داخل فیلترش کردن که پکت کلا از کشور خارج نمیشه و یا دوستامون در خارج تحریمش کردن که در این حالت پکت از کشور خارج میشه ولی به سرور مقصد نمیرسه. به زبان ساده تر یا خودمون ، خودمون رو میزنیم یا از بیرون ما رو میزنن و نکته جالب تر اینکه دعوا و بحث بین قدرت هاست اما تاوان و هزینه اش رو آدم هایی میدن که اصلا توی این بازی دخیل نیستند.
با لعنت به باعث و بانیش ، امیدواریم روزی ایران جزئی از جهان محسوب بشه و از این حالت ایزوله بودن دربیاد.

تبریک روز برنامه نویس

امروز 256 (یعنی 2 به توان 8) امین روز ساله و روز برنامه نویس. تبریک میگیم به همه برنامه نویس ها به جز اونهایی که از مهارتشون برای سرکوب و سانسور استفاده می کنند.

به امید روزی که همه ی آدم ها دسترسی آزاد و بدون سانسور به اینترنت داشته باشند.

راز داوینچی

حدود یک هفته پیش کتاب راز داوینچی رو خریدم و با اینکه امروز کار های زیاد داشتم اما دیگه صبرم تموم شد و تصمیم گرفتم که تمامش کنم، تقریبا 150 صفحه باقی مانده رو خوندم و بعدش هم فیلمش رو دیدم.

کتاب یک رمان جنایی هست که از یک قتل داخل موزه شروع میشه که کنار جسد یکسری نوشته رمزی وجود داره و پلیس سعی میکنه که اون رمز رو بشکنه در ابتدا به نظر میاد که قاتل مشخصه اما به مرور داستان پیچیده تر میشه. داستان تا جایی ادامه پیدا میکنه که به تاریخچه های دین مسیحیت ، کلیسا، مریم مجدلیه، جنگ های صلیبی و شوالیه ها میرسه. من داستان رو بیشتر از توصیف نمی کنم چون دوست ندارم که اسپویل بشه.
اگر وبلاگ من رو میخونید احتمالا میدونید که من تاریخ، داستان های جنایی و معما دوست دارم و این رمان ترکیب همه چیز هایی بود که من دوستشون دارم.

نویسنده کتاب آقای “دن برون” هست و کتاب من ترجمه ی “حسین شهرابی” بود و “کتابسرای تندیس” هم که انتشارات هست. کتاب کمی کمتر از 500 صفحه است و من به قیمت 325000 تومن خریدمش.
علاوه بر اینکه کتاب ترجمه خوب و روانی داره پانوشت هایی هم که مترجم اضافه کرده بسیار به خوندن کتاب کمک میکنه.

از روی این کتاب یک فیلم هم با همین نام ساخته شده. من اول کتاب رو خوندم و بعد فیلم رو دیدم و در کمال تعجب داستان کتاب با اختلاف خیلی زیادی قشنگتر توصیف شده بود. کتاب جزئیات داستان رو دقیق توضیح داده و فضا سازی های خوبی هم داره. با اینکه هیچ تصویری توی کتاب استفاده نشده اما به خوبی می تونید فضا هایی مثل شی هایی که داخل داستان گفته شده یا فضای کلیسا ها رو تجسم کنید.
نظر شخصیم این هست که چقدر خوب میشد قسمت های مختلف کتاب از تصویر هم استفاده می کردند و این خیلی کتاب رو قشنگ تر میکرد. من کتابی که تصویر داشته باشه رو دوست دارم 🙂
داستان کتاب و فیلم تفاوت هایی داشت و درواقع فیلم قسمت هایی از داستان رو حذف کرده بود. پیشنهاد می کنم اگر دوست دارید ماجرای این داستان رو بدونید فقط کتابش رو بخونید و سراغ فیلم نرید، بنظر من فیلم حتی به اندازه نصف کتاب هم جذابیت نداشت شاید هم چون من اول کتاب رو خوندم و بعد فیلم رو دیدم این حس رو دارم.

بدون شک این کتاب یکی از بهترین رمانی هایی هست که من تا الان خوندم. اگر مثل من به تاریخ، داستان جنایی و معما علاقه دارید این کتاب می تونه شما رو راضی کنه.