من در طول هفته معمولا به لینک های زیادی سر میزنم، از وبسایت های مختلف خبرهای مختلف میخونم. وقتی میگم خبر الزاما منظور خبرهای لبهی دنیا نیست. خیلی وقت های مطلبها قدیمی هستند اما همچنان ارزش خوندن رو دارند. تصمیم گرفتم هر هفته روز های جمعه یک پست داشته باشم که این لینکها رو به اشتراک بذارم.اگر دوست داشتین این مجموعه پستها رو ببینید کافیه دستهبندی “هفته نامه” رو داخل وبلاگ نگاه کنید.
خب ، خب همچنان توی منتشر کردن هفته نامه تاخیر داریم و دلیلش هم مثل همیشه پیدا نکردن لینک های جالب یا خبر هایی هست که من خیلی علاقه ای به دنبال کردنشون ندارم. ایده اولیه این بود که هر هفته یک پست منتشر بشه و اوایل هم خیلی راحت این اتفاق میافتاد ولی چند باری پیش اومده که به موقع نتونستم منتشر کنم، اشکالی هم نداره، مهم اینه که تداوم داشته باشه 🙂
به شکل خلاصه dracula یک تم یکسان برای پلتفرم های مختلفه. از zsh و intellij بگیر تاا vim و … . توی قسمت about میتوانید در مورد اینکه چرا این تم بوجود اومد بخونید. تم قشنگه و منم بعضی وقت ها توی intellij ازش استفاده میکنم گفتم شما هم ببینیدش.
من در طول هفته معمولا به لینک های زیادی سر میزنم، از وبسایت های مختلف خبرهای مختلف میخونم. وقتی میگم خبر الزاما منظور خبرهای لبهی دنیا نیست. خیلی وقت های مطلبها قدیمی هستند اما همچنان ارزش خوندن رو دارند. تصمیم گرفتم هر هفته روز های جمعه یک پست داشته باشم که این لینکها رو به اشتراک بذارم.اگر دوست داشتین این مجموعه پستها رو ببینید کافیه دستهبندی “هفته نامه” رو داخل وبلاگ نگاه کنید.
از اونجایی که دسترسی به منابع علمی هم توی کشور ما ممنوعه مثل خیلی چیز های دیگه و ما حتی یک کارت اعتباری ساده برای خرید کردن مستقیم یا خرید اشتراک نداریم ، فری پیپر مقاله هایی که نیاز به خرید یا حق اشتراک داشتند در اختیار ما میذاشت اما الان با توجه به پیامی که توی صفحه اول سایت گذاشتن به خاطر افزایش هزینه های نگهداری و گسستگی تیم توسعه تصیم گرفتن که کار رو ادامه ندن. ناراحت کنندست ولی کاملا میتونیم درکشون کنیم. سایتشون توی نوشتن پایان نامه به من خیلی کمک کرد، ممنونیم ازشون بابت ۱۴ سال فعالیتشون و امیدواریم به اومدن روزهایی که دسترسی به علم برای همه آزاد و بدون دردسر باشه.
این خبر خیلی صدا کرد و تقریبا کل خبرگزاری ها پوشش دادند. جریان به شکل ساده از این قراره که شرکت CrowdStrike که امکانات امنیتی برای سیستم عامل ویندوز ایجاد میکنه یک آپدیت اشتباه داده و باعث شده بوت سیستم عامل رو دچار مشکل کنه و ارور BSOD معروف یا همون Blue Screen of Death رو نشون بده. این مشکل باعث شده سیستم های بانک ها ، شرکت های هوایپمایی ، صدا و سیما ، سوپر مارکت ها و خیلی جا های دیگه نتونن سرویس بدن. شرکت CrowdStrike گفته که مشکل رو حل کرده اما برگردوندن سیستم ها به حالت قبلی کار آسونی نیست و زمان بره. تاثیر این اتفاق توی رسانه ها هم که زیاد بوده و همه در موردش صحبت کردند از جمله ایلان ماسک توئیت زده که :
ضرر مالی شرکت CrowdStrike هم که از تصویر زیر که مربوط به سهامش هست مشخصه.
از اونجایی که خیلی ها خبر رو دقیق تر پوشش دادن من دیگه در مورد خود خبر چیزی نمیگم اما چنتا نکته هست که بنظرم خوبه صحبت بشه :
اگر ویندوز اوپن سورس بود شاید این مشکل در این ابعاد اتفاق نمیافتد. وقتی یک سیستم به شکل اوپن سورس باشه چشم های بیشتری مشکل رو میبینن و احتمال کشف مشکل بیشتر میشه (البته در این مورد خاص خود ویندوز مشکلی نداشته و آپدیت CrowdStrike باعث ایجاد مشکل شده اما یاد آوری این نکته بنظرم خوبه.
نکته بعدی اینه که چقدر کار های ما به عملکرد درست کامپیوتر ها وابسته شده که یک اشتباه کوچیک باعث شد بزرگترین سیستم ها از بانک تا خطوط هوایی و حتی صدا و سیما هم دچار مشکل بشه. معمولا ما این حجم از وابستگی خودمون به کامپیوتر ها رو نمیبینم چون همیشه در دسترس هستند و کارشون رو انجام میدن وجودشون کنار ما یک امر عادی شده.
نکته بعدی خیلی شاید حرف دقیق نباشه اما بنظرم همیشه تنوع خوبه. این خرابی نشون میده که بیشتر ارگان ها از ویندوز برای کار هاشون استفاده میکنند در صورتی که اگر تنوع بیشتری از سیستم عامل ها استفاده میشد شاید ابعاد این قطعی کمتر میشد.
و نکته آخر اینکه از لینوکس استفاده کنید. دیگه چطوری ثابت کنیم لینوکس بهتر از ویندوزه 🙂 این مورد آخر شوخی بود ولی لینوکس شما رو آدم حرفهای تری میکنه. درک بهتری از سیستم عامل بهتون میده و ابزار حرفه ای تری هست.
آپدیت : امروز دیدم یک نفر این عکس رو توئیت کرده گفتم شما هم ببینید . یکی از مشکلات جالب IoT هم میتونه باشه 🙂
من در طول هفته معمولا به لینک های زیادی سر میزنم، از وبسایت های مختلف خبرهای مختلف میخونم. وقتی میگم خبر الزاما منظور خبرهای لبهی دنیا نیست. خیلی وقت های مطلبها قدیمی هستند اما همچنان ارزش خوندن رو دارند. تصمیم گرفتم هر هفته روز های جمعه یک پست داشته باشم که این لینکها رو به اشتراک بذارم.اگر دوست داشتین این مجموعه پستها رو ببینید کافیه دستهبندی “هفته نامه” رو داخل وبلاگ نگاه کنید.
چند هفته ای هست که هفته نامه منتشر نشده به این خاطر که لینک خوبی پیدا نکردم. تصمیم گرفتم بیشتر از این کشش ندم و هفته نامه رو منتشر کنم. این دفعه براتون لینک اجرای یک موزیک رو میذارم.
اگر لینک بالا رو به درستی میبینید که خوشبحالتون و اگر هم نمیبینید بدونید که فیلترچی دوست نداشته شما این موزیک رو بشنوید.
من در طول هفته معمولا به لینک های زیادی سر میزنم، از وبسایت های مختلف خبرهای مختلف میخونم. وقتی میگم خبر الزاما منظور خبرهای لبهی دنیا نیست. خیلی وقت های مطلبها قدیمی هستند اما همچنان ارزش خوندن رو دارند. تصمیم گرفتم هر هفته روز های جمعه یک پست داشته باشم که این لینکها رو به اشتراک بذارم.اگر دوست داشتین این مجموعه پستها رو ببینید کافیه دستهبندی “هفته نامه” رو داخل وبلاگ نگاه کنید.
هفته پیش هفته نامه منتشر نشد، دلیلش این بود که هم خبر خوب پیدا نکردم و هم خیلی حوصله نوشتن نداشتم. اما این هفته خبرا بنظرم جالبن.
سر ارنست شکلتون کسی بود که چند بار (فکر کنم دو یا سه بار ) سفر اکتشافی به سمت جنوبگان داشت. توی آخرین سفر کشتی شکلتون غرق شد و بر اساس خبر بالا توی عمق ۳۹۰ متری در نزدیک کانادا تونستن بقایای کشتی شکلتون رو پیدا کنند. با دیدن این خبر یاد اپیزود های شکلتون توی پادکست چنل بی افتادم که گفتم فرصت خوبیه که اگر دوست دارید داستان شکلتون رو از زبان علی بندی بشنوید.
من طرفدار مینیمالیسم هستم و قبلا هم اینجا در موردش نوشتم اما اینبار با مفهوم مقابلش که ماکسیمالیسم باشه آشنا شدم. بنظرم جالب بود (درموردش هنوز خیلی نخوندم و شاید بعدا بیشتر در موردش بنویسم ) مجموعه عکس های بالا به خوبی مفهوم ماکسیمالیسم رو نشون میده.
اگر توی حوزه کامپیوتر کار میکنید حتما اسم آلن تورینگ رو شنیدید. آلن تورینگ تستی داره که از طریق اون میتونیم بسنجیم یک ماشین چقدر به هوش انسان نزدیک شده (به زبان ساده) . توی این تست یک آدم ، با یک ماشین و یک آدم دیگر صحبت میکنه و بر اساس جواب هایی که اون ها میدن باید تشخیص بده که کدوم انسان و کدوم ماشینه و اگر نتونه درست تشخیص بده به این معنا هست که کامپیوتر ها تونستن به هوش انسان نزدیک بشن. چیزی شبیه به شکل زیر :
توی خبر بالا اومده که توی یک آزمایش که بین 500 آدم و برای تست سه هوش مصنوعی و یک انسان انجام شده حدود ۵۴ درصد از آدم ها GPT-4 رو به عنوان یک انسان تشخیص دادن که خب عدد بزرگی محسوب میشه. یکی از چیز هایی که برای من همیشه جالبه و همیشه از بابتش خوشحالم این هست که از نظر تکنولوژی من توی برهه خوبی از تاریخ بدنیا اومدم. من دوران بدون اینترنت رو در کودکی دیدم، در نوجوانی و دوران دبیرستان اینترنت در ایران در حال گسترش بود و در جوانی هم شاهد رشد هوش مصنوعی هستم. امیدوارم در ادامه بتونم سینگولاریتی (یعنی لحظه ای که هوش ماشین از هوش بشر پیشی میگیره) رو هم ببینم.
من در طول هفته معمولا به لینک های زیادی سر میزنم، از وبسایت های مختلف خبرهای مختلف میخونم. وقتی میگم خبر الزاما منظور خبرهای لبهی دنیا نیست. خیلی وقت های مطلبها قدیمی هستند اما همچنان ارزش خوندن رو دارند. تصمیم گرفتم هر هفته روز های جمعه یک پست داشته باشم که این لینکها رو به اشتراک بذارم.اگر دوست داشتین این مجموعه پستها رو ببینید کافیه دستهبندی “هفته نامه” رو داخل وبلاگ نگاه کنید.
انتشار عکس های کمتر دیده شده از زمان قاجار
چند روز پیش کاربری توی توئیتر ، توئیت کرده که شخصی ناشناس مجموعه ای از عکس های دوران قاجار را به شکل عمومی منتشر کرده و خواسته که آدم ها اون رو بین خودشون به اشتراک بذارن تا بیشتر دیده بشه. یک پزشک مجموعه ای از این عکس ها رو توی قسمت های مختلف منتشر کرده که لینکشون در ادامه قرار داره.
قضیه ساده و تکراریه، راحت و سریع بدون هیچ دانشی و فقط با کلیک روی صفحه گوشی پولدار بشیم. تا چند ماه پیش کوروش کمپانی رو داشتیم که گوشی های اپل رو از خود اپل ارزون تر میفروخت، چند سال پیش پنبه ریز (اگر اشتباه نگم) رو داشتیم که قول میداد اگر دستمال کاغذی و پوشک بفروشید میتونید بعد از یک ماه سوار بنز بشید. شرکت بادران رو داشتیم که اون هم همین الگو رو داشت و … . این روز ها هم که همه توی گوشیشون روی همستر کلیک میکنند تا پول مفتی بدست بیارن.
تقریبا همه در این مورد صحبت کردن و نظر من هم که مشخصه، ولی خواستم از فرصت استفاده کنم و رادیو می رو که قبلا معرفی کردم رو یک بار دیگه معرفی کنم و دعوت کنم اپیزود آخرش که در مورد همستر هست رو گوش بدید.
من در طول هفته معمولا به لینک های زیادی سر میزنم، از وبسایت های مختلف خبرهای مختلف میخونم. وقتی میگم خبر الزاما منظور خبرهای لبهی دنیا نیست. خیلی وقت های مطلبها قدیمی هستند اما همچنان ارزش خوندن رو دارند. تصمیم گرفتم هر هفته روز های جمعه یک پست داشته باشم که این لینکها رو به اشتراک بذارم.اگر دوست داشتین این مجموعه پستها رو ببینید کافیه دستهبندی “هفته نامه” رو داخل وبلاگ نگاه کنید
خبر خیلی پر سر و صدا بود و احیانا شما هم در موردش شنیدید. دلیل اینکه این خبر رو آوردم این نیست که دوباره توضیح بدم که چه اتفاقی افتاده. بلکه این خبر یک سند خیلی خوب برای این هست که ثابت کنیم هر چیزی که در اینترنت (نه تنها اینترنت بلکه به هر شکل دیجیتالی) قرار میگیره ممکنه روزی افشا بشه. هر چیزی از جمله سرچ هایی که انجام دادیم، محتوایی که دانلود کردیم و هر چیز دیگه. پس بیشتر حواسمون رو جمع کنیم که چه چیزی رو داریم ذخیره میکنیم یا برای بقیه میفرستیم. نکته ی دیگه اینکه یادمون باشه که توی کامپیوتر وقتی از حذف حرف میزنیم دو نوع حذف داریم : حذف منطقی و حذف واقعی. حذف منطقی یعنی یک برچسب روی داده میزنیم و میگیم این رو دیگه نشون نده، در واقع حذفی صورت نمیگیره بلکه فقط نشون داده نمیشه. توی حذف واقعی ایده این هست که داده واقعا از بین میره هر چند باید بدونیم که توی این حالت هم داده واقعا از بین نمیره بلکه به این راحتی ها دیگه بهش دسترسی نداریم، کماکان اگر از برنامه های ریکاوری استفاده کنیم اون داده رو میتونیم برگردونیم و به همین خاطر هست که میگن اگر هاردتون رو میخواید دور بندازید با پیچگوشتی سه تا سوراخ روش بزنید تا مطمئن باشید که دیگه هیچ دادهای قابل بازگشت نیست. چیزی شبیه به عکس زیر :
هوش مصنوعی موضوع جدیدی نیست و سال های زیادی هست که آدم های مختلف روی اون کار میکنن اما توی یک سال گذشته با معرفی chat GPT هوش مصنوعی بین آدم های معمولی (منظورم کسایی هست که بحث های فنی رو دنبال نمیکنن) شناخته شده. اولین حسی که بعد از معرفی GPT به آدم های دست داد نگرانی برای از دست دادن شغلشون بود و تا مدت طولانی همه اخبار شده بود هوش مصنوعی و تاثیرات اون. نکته اول اینکه هیچ چیزی یک شبه اتفاق نمیافته یعنی هوش مصنوعی اینطوری نیست که شما شب بخوابید و صبح رئیس بهتون زنگ بزنه و بگه ما یک هوش مصنوعی بجای تو آوردیم و دیگه به تو نیازی نداریم. دنیا مسیر خودش رو میره و اتفاق ها کم کم تاثیرشون رو توی دنیا میذارن و ما هم کم کم با اون اتفاقات سازگار میشیم. بنظرم خیلی شبیه اختراع ماشینه، زمانی که ماشین اختراع شد همه آهنگر ها و درشکه چی ها نگران این بودن که به زودی شغلشون رو از دست میدن اما اتفاقی که افتاد این بود که چنتا شغل از بین رفتن اما در کنارش چندین شغل جدید ایجاد شد. نکته دوم هم اینکه ما توی ایران زندگی میکنیم و هنوز به یک اینترنت معمولی که دیگه الان تقریبا همه جای دنیا به اون دسترسی دارند ، دسترسی نداریم. اینکه بخواهیم نگران این باشیم که یک روزی هوش مصنوعی بیاد و جای ما رو بگیره خیلی آرمانی محسوب میشه.
در تاریخ ۲۷ می ظاهرا به خاطر یک اشتباه، حجم زیادی از مستندات گوگل که مربوط به سئو هستند توی github منتشر شدند یا بهتره بگیم درز کردند. نکته های جالبی داره. پارامتر هایی که گوگل برای page rank استفاده میکنه رو نشون میده و اطلاعات زیادی در مورد سئو توش هست. من در مورد سئو اطلاعی ندارم ولی اگر شما بهش علاقهمندید خوبه که ی سری بهش بزنید.
من در طول هفته معمولا به لینک های زیادی سر میزنم، از وبسایت های مختلف خبرهای مختلف میخونم. وقتی میگم خبر الزاما منظور خبرهای لبهی دنیا نیست. خیلی وقت های مطلبها قدیمی هستند اما همچنان ارزش خوندن رو دارند. تصمیم گرفتم هر هفته روز های جمعه یک پست داشته باشم که این لینکها رو به اشتراک بذارم.اگر دوست داشتین این مجموعه پستها رو ببینید کافیه دستهبندی “هفته نامه” رو داخل وبلاگ نگاه کنید.
خب خب خب، این هفته نامه داره با سه هفته تاخیر به دست شما میرسه ، دلیلش اینه که من هفته پیش لینک خوب پیدا نکردم هفته دوم هم شلوغ بودم و هم مریض. و این هفته هم خیلی خبر جالب پیدا نکردم در نتیجه لینک ها کم هستن.
سقوط هواپیمای رئیسی
خبری که این هفته خیلی صدا کردم سقوط هواپیمای رئیسی و مرگ همهی سرنشینانش بود. خبر عجیبی بود ولی ما هم عادت کردیم به خبر های عجیب.
بر اساس گزارش مرکز تحقیقات pew بیش از یک چهارم لینک های اینترنتی لینک ها خراب هستند و به جایی وصل نیستند. بخش زیادی از این لینک ها مربوط هستند به توئیت هایی که یا پاک شدن یا صاحب حساب ، اکانتش رو به شکل خصوصی درآورده. لینک های خراب حتی داخل سایت های دولتی و بخصوص شهرداری ها هم دیده میشه.سایت های پربازدید خبری هم به اندازه سایت هایی که کم بازدید هستند لینک های مرده و خراب دارند. خیلی از لینک های منابع ویکیپدیا هم لینک خراب هستند.
با از دست رفتن لینک ها مسلما حجم زیادی از اطلاعات هستند که دیگه در دسترس نیستند . هر چقدر منابع بیشتری برای دسترسی وجود داشته باشه تنوع مطلب و همچنین گزینه های انتخاب هم بیشتر میشه. نظرم شخصیم این هست که اینترنت دیگه دست مردم نیست. قدیم تر ها آدم ها فروم ها رو میچرخوندن، وبلاگ هاشون رو داشتن و محتوای اصلی اینترنت توسط آدم های معمولی تهیه میشد اما امروزه تقریبا شرکت ها بازیگر اصلی اینترنت شدند. امیدوارم این روند به شکل قبلش برگرده و آدم ها دوباره صاحب اینترنت باشند.
من در طول هفته معمولا به لینک های زیادی سر میزنم، از وبسایت های مختلف خبرهای مختلف میخونم. وقتی میگم خبر الزاما منظور خبرهای لبهی دنیا نیست. خیلی وقت های مطلبها قدیمی هستند اما همچنان ارزش خوندن رو دارند. تصمیم گرفتم هر هفته روز های جمعه یک پست داشته باشم که این لینکها رو به اشتراک بذارم.اگر دوست داشتین این مجموعه پستها رو ببینید کافیه دستهبندی “هفته نامه” رو داخل وبلاگ نگاه کنید.
بعضی از جسد های مدفون شده در یک شهر کوچک در کلمبیا به شکل سالم و مومیایی شده باقی میمانند در حالی که کسی اون ها رو مومیایی نکرده. دلیل این موضوع هنوز مشخص نشده و یک انسان شناس از دانشگاه ملی کلمبیا میگوید که این اتفاق بخاطر قرار گرفتن آرامگاه در شیب یک کوه است که باعث میشود دائما باد داغ به آن قسمت بوزد و مثل یک کوره عمل کند.
ماجرا از این قراره که یک خانم 101 ساله که در سال 1922 متولد شده موقع خرید بلیط هواپیما دچار مشکل میشه. سیستم رزرو بلیط هواپیما تاریخ تولد این خانم رو درست تشخیص نداده و تاریخ 2022 رو به جای تاریخ تولدش در نظر گرفته. ظاهرا مشکل یک باگ نرمافزاری هست ولی سازمان مسافر بری چیزی در مورد جزئیات مسئله نگفته. هر چند سازمان مسافربری با این مسئله برخورد خوبی داشته و سعی کردن تا حد امکان سفر رو برای این خانم راحت کنند.
من خیلی به تجربه اعتقاد دارم منظور این هست که برای یادگرفتن خیلی چیز ها زمان و کسب تجربه خیلی مهمه.از طرفی شنیدن تجربه آدم ها و صحبت در مورد اتفاق هایی که براشون افتاده یا نظراتشون در مورد یک موضوع رو خیلی دوست دارم. بنظرم این کار به شدت دید بخشه و باعث میشه شما خط فکری بهتری برای خودتون ترسیم کنید. توی این پست از توئیتر اکانت محمدرضا هستم! تجربه خودش رو در مورد کار کردن هم زمان روی چند حوزه منتشر کرده. در ادامه آدم های مختلف هم اومدن و نظراتشون رو گفتن و بنظرم بحث خوبی شکل گرفته. خوندنش بنظرم کمک کنندست.
در ادامه مطلب بالا که در مورد تجربه بود این توئیت رو هم دیدم و جواب هاش برام جالب بود. این شکل از سوال ها برای من خیلی جالبه. همونطور که گفتم دید بخش هستن و باعث میشن تصمیم های بهتری توی زندگی گرفته بشه. خیلی حیفه که توی وب فارسی فروم هایی که توش اینجور بحث ها شکل بگیرن نداریم(من ندیدم اگر شما سراغ دارید لینک بدید). توی توئیتر بخاطر پخش و پلا بودن پست ها، پیدا کردن اینجور بحث ها یکمی سخته اما اگر فروم وب باشه راحت تر میشه خوند و یاد گرفت. یکی از دلایلی هم که من وبلاگ مینویسم و ترجیح میدم وبلاگ آدم ها رو به جای اینستاگرام یا تلگرامشون دنبال کنم همینه