پادکست چنل بی توسط علی بندری تولید و منتشر میشه البته به تنهایی ساخته نمیشه و یک تیم از آدم ها پشتش قرار دارند. چنلبی سعی میکنه اتفاق ها و ماجرا های جالبی که توی دنیا اتفاق افتادند رو پیدا کنه، کامل ترین گزارش به زبان فارسی رو ازشون ایجاد کنه و بعد به شکل یک پادکست منتشر کنه
ی چیز خیلی جالب در مورد چنل بی که من دوست دارم این هست که ی روز ی نفر (علی بندری) متوجه شده ی موضوعی براش جالبه، رفته در موردش تحقیق کرده و نتیجه تحقیق هاش رو با بقیه به اشتراک گذاشته و بعد دیده که آدم های دیگه هم این موضوع ها رو دوست دارن و اون هم این کار رو ادامه داده. برام جالبه که ی ایدهی ساده چطوری شروع میشه، رشد میکنه و به مرور زمان کامل و کامل تر میشه. علی بندی پادکست دیگهای به اسم بیپلاس هم داره که داخل اون پادکست خلاصهای از کتاب های خوب رو تعریف میکنه، همچنین کانال یوتوب داره که اتفاقات جالب (مخصوصا تاریخ) رو داخلش بررسی میکنه. من توی پادکست بیشتر طرفدار چنلبی هستم تا بیپلاس ولی کانال یوتوب جالبی داره و من گاهی اوقات بعضی از ویدیو هاش رو میبینم.
آشنایی من با این پادکست یادمه که از پادکست رادیوگیک اتفاق افتاد که توی ی قسمت جادی معرفی کوتاهی از این پادکست میکنه و باعث میشه من باهاش آشنا بشم. اگر اشتباه نکنم سال ۱۴۰۰ و آخرین روزهای دانشگاه بود که من گوش کردنش رو شروع کردم (البته قرنطینه بودیم ). من روز های دوشنبه و سهشنبه بعد از ظهر پادکست رو گوش میدادم و واقعا گوش کردنش حس خوبی داشت.
کیفیت ساخت پادکست واقعا عالیه، محتوا به خوبی انتخاب شده، گوینده به خوبی صحبت میکنه و از اون مهم تر موسیقی های خوبی برای اپیزود ها انتخاب شده. همه چیز تمیز و حساب شده است. واقعا میشه گفت ی کار تمیز و حرفهای ساخته شده.
الان که این مطلب رو مینویسم تا اپیزود ۸۶ ام پادکست چنلبی منتشر شده و امیدوارم باز هم قسمت های دیگهای از این پادکست ساخته بشه. از این لینک میتونید به آرشیو فایل ها دسترسی پیدا کنید.
رادیو گیک اولین پادکستی بود که من باهاش آشنا شدم. دقیق یادم نمیاد از کجا بود که پیداش کردم ولی اولین بار توی دوران دانشگاه بود که شنیدمش اگر اشتباه نکنم سال ۹۶.
من محتوا هایی رو دوست دارم که تاریخ انقضا ندارن، مهم نیست کی تهیه و آماده شدن، هر موقع که گوش بدید ی چیزی ازشون یادمیگیری. رادیو گیک مثل یک دفترچه قدیمی میمونه که اتفاق های هر دورهای رو توی خودش داره، وقتی گوشش میدید میبینید که چند سال پیش آدما چه دغدغهای داشتن و نگران چی بودن و الان چه اتفاقی افتاده. بعضی قسمتها پیش بینی هایی میشده که الان اون پیش بینی ها واقعی شدن و داریم نتیجهاش رو میبینیم.
از ویژگی های دیگه ای که من خوشم میاد توی این پادکست تمرکز روی محتواست، خیلی از قسمت های ضبط شدهی این پادکست بهترین کیفیت ضبط رو ندارن ولی به اندازه کافی خوب هستن. اگر هم ی دور همشون رو بشنوید متوجه میشید که به شکل خیلی ساده شروع شده و سعی شده به مرور بهتر بشه.
بعضی از قسمت های رادیو گیک که قدیم تر ها ضبط شده بنظرم جالب تر بودن، ادیت بهتری داشتن یا وسطش افکت های صدا داشتن اما به مرور زمان و مخصوصا این شماره های آخر ساده تر شدن به شکلی که فقط اول تا آخرش جادی میاد و خبر ها رو میخونه و حرف هاش رو میزنه. من طرفدار سادگی ام ولی با این حال به نظرم اون قسمت های اول که افکت صدا داشتن یا آهنگ وسطش و آخرش پخش میشد جالب تر بودن. ی جور قالب به رادیو میداد که من دوستش داشتم و از یکنواختی خارج میشد هر چند درک میکنم که این رادیو یک نفره ساخته میشه و اگر وقت برای ادیت گذاشته بشه تولیدش سخت میشه در نتیجه من هم ترجیح میدم ساخته بشه حتی اگر به ساده ترین حالت ممکن باشه.
گوش دادنش برای من یادآوره دوران دانشجوییه. یادمه توی دوران کرونا من خونه مجردی داشتم و ی مدتی تنها دور از خانواده بودم و قرنطینه. اون موقع ها هم رادیو گیک رو گوش میکردم.
الان که دارم این مطلب رو مینویسم تا قسمت 159 منتشر شده. نیاز به معرفی و توضیح نیست که تولید کننده این پادکست جادی هست و از طریق این لینک میتونید به آرشیو پادکست دسترسی پیدا کنید (یکم قاطی پاتی و نا منظم هست ولی نگران نباشد پیداشون میکنید. )
خب امروز یک اکتبره و این یعنی شروع هکتبرفست. هکتبرفست در واقع یک رویداد، ایونت، فستیوال یا هر چیز دیگه ای که اسمش رو میذارید هست که توی اون آدم ها سعی میکنن به مدت یک ماه (که ماه اکتبر هست) مشارکت بیشتری توی پروژه های اوپن سورس داشته باشن. من قبلا هم در مورد هکتبرفست نوشتم و اگر اطلاعات بیشتری لازم دارید میتونید به اون لینک سر بزنید
هکتبرفست امسال نسبت به سال های قبل چنتا فرق داره، مورد اولش این که دهمین سالی هست که این رویداد داره برگزار میشه و خب باحاله و یکی هم اینکه جایزش نسبت به سال های قبل عوض شده. سال های قبل به هر کسی که چهار pull request / merge request ارسال میکرد تیشرت و استیکر میدادن که خیلیا از جمله من خیلی دوستش داشتیم ولی خب ی گیر هایی هم داره از جمله اینکه تهیه و ارسال این تیشرت ها سخت بوده، بعضی ها باید مالیات قابل توجهی میدادن تا تیشرتشون به دستشون میرسید یکسری ها هم که توی بعضی از کشور های خاص زندگی میکردند که کلا به دستشون نمیرسید ( حالا اینترنت نداریم یا نمیدن یا … بماند ولی پست که داریم ، لااقل بذارید از پست استفاده کنیم :)) امسال به جای تیشرت دو تا کار دیگه انجام میدن یکی اینکه با اسم شما یک درخت میکارن و یکی دیگه هم اینکه badge های یونیک میدن به کسایی که تونستن چهار تا PR ارسال کنند.
اگر دوست دارید توی این ایونت شرکت کنید میتونید به این سایت مراجعه و ثبت نام کنید. توی سایت اصلی توضیحات لازم در مورد اینکه چطوری مشارکت کنید هست، من هم سعی میکنم این ماه اگر بتونم در موردش بیشتر بنویسم
ایده هکتبرفست این نیست که پروژه های عجیب رو پیش ببرید یا کار های عجیبی توش انجام بدید، ایده اینه که مشارکت کنید ،چیز یاد بگیرید و خوش بگذرونید. الزاما هم مجبور نیستید کد بنویسید. دیزاین کردن، مستند نوشتن و کلی کار دیگه هست که میتونید انجام بدید.
من اولین بار از طریق پست های وبلاگ حامد با مینیمالیسم آشنا شدم (احتمالا اگر توی شاخه های مربوط به کامپیوتر فعالیت دارید حامد رو میشناسید و اگر هم نمیشناسید پیشنهاد میکنم که دنبال کنید). گوگل تعریف زیر رو از مینمالیسم به من نشون میده :
Minimalism is all about owning only what adds value and meaning to your life (as well as the lives of the people you care about) and removing the rest. It’s about removing the clutter and using your time and energy for the things that remain. We only have a certain amount of energy, time, and space in our lives.
در واقع ایده کلی زندگی بهتر با کمتر هست ، حذف کردن چیز های اضافه و گذاشتن وقت و انرژی روی چیزی هایی که به زندگی شما معنی بیشتری میدن. من قبل از آشنا شدن با این موضوع هم نشونه های از این تعریف یا این سبک از زندگی رو داخل کار های روزمره ام داشتم اما نمیدونستم که آدم های دیگهای هم هستن که این کار ها رو دنبال کنند. این وبلاگ ظاهرا مرجعی هست برای دنبال کردن مفهوم مینیمالیسم .
عکس ربطی به پست نداره، حس خوبی داشت گفتم بذارمش
من هم تازه شروع کردم به دنبال کردن موضوع و همزمان چیز هایی که در این مورد یاد میگیرم و یا تجربه میکنم رو مینویسم. خواستم اینجا معرفی کنم که اگر شما هم تجربه ای دارید به اشتراک بذارید یا شاید هم همزمان با من ماجرا رو دنبال کنید.
الان که دارم این مطلب رو مینویسم هوش مصنوعی و مخصوصا Chat GPT خیلی ترند شده و سر و صدا کرده. مثل همیشه خیلیا ترسیدن ، خیلیا نگران آینده شغلیشون هستند که توسط هوش مصنوعی از بین بره، خیلی ها شدن قهرمان هوش مصنوعی و Chat GPT و مثل همیشه دارن دوره (پکیج) هاشون رو میفروشن و خیلیا هم از هوش مصنوعی میخوان که آینده رو براشون پیش بینی کنه و بعضیا هم دارن شورش رو درمیان که فلان موسیقی با صدای فلان خواننده و … .
برای من خوندن کتاب ۲۱ درس برای قرن ۲۱ همزمان شد با معرفی و عرضه عمومی Chat GPT. خوندن کتاب یکم طول کشید به این خاطر که هم من یکم سرم شلوغ بود و در گیر دانشگاه بودم و هم اینکه داشتم کتاب انسان خداگونه رو میخوندم که یهو وسطش تصمیم گرفتم فعلا ادامه ندم و بعدا بیام سراغش.
نویسنده کتاب معروف هست و نیاز به تعریف و معرفی نداره. قبلا هم اینجا در موردش نوشتم.
کتاب سعی میکنه با توجهه به اتفاقاتی که توی دنیا در حال افتادن هست نگاهی به آینده داشته باشه و چیز هایی که ممکنه روزی با اون ها رو به رو بشیم رو گوش زد کنه. بخش های مختلف کتاب به هوش مصنوعی اشاره هایی داره و از تاثیراتش توی دنیا و آینده صحبت میکنه.
من تا الان دو کتاب و نصفی (انسان خداگونه رو یکبار دیگه کامل میخونم) از یوال نوح هراری خوندم و کتاب های هراری رو به این خاطر دوست دارم که ترکیبی از چیز هایی هست که همیشه میخواستم کنار هم ببینم، ترکیبی از تاریخ و علم بدون هیچ بایاس (bias که گوگل به جانب داری ترجمش کرد) نسبت به دین یا طرز فکر خاصی. نوع نوشتن یوال نوح هراری توی هر دو کتابی که خوندم به این شکل بود که یک مسئله رو مطرح میکنه بعد مسئله رو باز میکنه و سعی میکنه از بعد هایی مثل تاریخ، دین و سیاست توضیحشون بده. همونطور که قبلا هم گفتم کتاب پر از رفرنس و ارجاع به مقاله های مختلف هست و وقتی کتاب رو میخونید در واقع این حس رو دارید که مقاله علمی میخونید اما حوصلتون سر نمیره.
مثل همیشه نوشته های یوال نوح هراری (و نه صرفا همین یک کتاب) رو توصیه میکنم. کتاب های هراری این جوری هستن که بعد از خوندشون واقعا یک تغییر بزرگ توی مغز خودتون احساس میکند. واقعیت های روزمره زندگی رو از یک دریچه جدید میبینید. شما رو مجبور میکنه به فکر کردن به روش جدید.
در آخر هم بگم که کتاب چاپ و فروشش ممنوعه. مثل همیشه دلیلش مشخصه و امیدوارم روزی برسه که ما خودمون تصمیم بگیریم که چه کتابی رو باید بخونیم و چه کتابی رو نباید. کتاب رو پنجم آبان ماه سال ۱۴۰۱ از قزوین خریدم. زمانی که خیابون ها شلوغ بود و من دانشجوی ارشد بودم(هنوز هستم و این لعنتی تموم نشده). این کتاب رو به همراه چنتا کتاب دیگه به عنوان یادگاری از دوران دانشجویی ارشدم خریدم.
خب من بالاخره شروع کردم به خوندن کتاب clean code. با سرعت آهسته ای پیش میره ولی مداوم میخونمش. کتاب رو Robert C. Martin نوشته ولی ظاهرا توی خونه Uncle Bob صداش میکنن. 🙂
داخل این لینک یک مجموعه ویدیو هست که عموباب محتوای کتاب Clean Code رو به شکل ویدیویی توضیح میده.من فرصت نکردم ویدیو ها رو ببینم و احتمالا هیچ موقع هم فرصت نکنم (ترجیح خودمم خوندن کتاب هست تا دیدن فیلم ) ولی گفتم لینک رو برای شما بذاریم شاید شما ویدیو رو به کتاب ترجیح بدید.
یکی از جالبترین ایده های اینترنت، وبسایت هایی بودن که آدما داخلشون میگفتن که کی هستن و از چه ابزار هایی برای کارهاشون استفاده میکنند. به مرور زمان ایده های این شکلی زیاد شدن و حتی به شکل های جالب تری مثل سایت تو کیفت چی داری تبدیل شدن. من به شخصه این شکل از سایت ها رو خیلی دوست دارم ولی متأسفانه خیلی کم میبینمشون. یکی از خوبی های این سایت ها این هست که نشون میده آدم ها معمولا توی شغلشون چه شکلی کار هاشون رو انجام میدن. خیلی وقت ها چنین چیز هایی باعث میشن شما با ابزار های جدید آشنا بشید که زندگی رو براتون راحت از قبل کنه توی این پست من سعی میکنم وسایلی که ازشون استفاده میکنم رو معرفی کنم.
میز کار، کیبورد ، لپتاپ و گوشی
مدل لپتاپ من Rog GL503Ge هست که سال ۹۷ خریدمش، از اون موقع تا الان داره خوب کار میکنه و هنوز هم تا چند سال آینده جواب میده.
امسال تابستون یک مانیتور هم گرفتم که لپ تاپ رو بهش وصل میکنم، معمولا فقط از مانیتور استفاده میکنم و صفحه لپتاپ خاموشه. مدل مانیتور Rog XG32VC هست که بنظرم از نظر ابعاد و کیفیت خوبه، کار کردن باهاش هم راحته فقط باید میز بزرگ داشته باشید که بتونید فاصله چشم تا مانیتوری رو درست تنظیم کنید. برای استفاده معمولی و روزانه ای که من دارم این مانیتور یکم زیاده و میتونستم یک مانیتور ساده تر و ارزون تر بخرم اما ترجیحم همیشه این هست که موقع خرید یک چیز خوب بخرم و سعی کنم طولانی مدت ازش نگهداری کنم.
گوشی موبایل هم samsung S8+ دارم که سال ۹۶ خریدمش، اون موقع این گوشی تازه اومده بود و همونطور که گفتم اون روز ترجیح دادم گوشی بهتری بخرم و طولانی مدت نگهش دارم، تا الان که خوب کار کرده و هنوز هم سالمه و قراره کار کنه.
عکس بالا مربوط به میز کارم هست، همونطور که گفتم بیشتر اوقات فقط از مانیتور استفاده میکنم و مانیتور لپتاپ رو روشن نمیکنم دلیلش هم این هست که تا حد امکان از حرکت دادن گردنم جلو گیری بشه چون توی طولانی مدت تاثیر بدی روی سلامتی داره. قبلا داخل این پست در مورد کار هایی که برای حفظ سلامتی موقع کار با کامپیوتر سعی میکنم رعایت کنم توضیح دادم.
همونطور که از داخل عکس هم مشخصه کیبورد و موس معمولی استفاده میکنم، کیبورد رو یادمه که از یک کامپیوتر قدیمی که داشتم برداشتم و اوایل یکمی دکمه هاش سفت بود اما الان بهتر شده.
یک لپتاپ قدیمی مدل DELL E6410 هم دارم که قبل از اینکه این لپتاپ رو بگیرم ازش استفاده میکردم که الان هم دارمش، روش ویندوز 7 نصبه و بیشتر برای کار های دانشگاه و … استفاده میکنم. پایان نامه رو هم دارم با اون مینویسم.
نرمافزار ها
سیستم عامل که مسلما لینوکس هست به این خاطر که من باهاش راحتم و کار ها هم توش بدون دردسر جلو میره، لینوکس های مختلف رو سعی میکنم امتحان کنم و در حال حاضر هم از kubuntu استفاده میکنم.
برای برنامه نویسی هم Intellij IDEA و ترمینال خود لینوکس نرم افزار های اصلی هستن که استفاده میکنم. در کنارشون بسته به شرایط چیز های دیگه مثل dbeaver یا anydesk هم استفاده میکنم. مرورگر ، فایرفاکس هست و ایمیل ها رو هم با thunderbird میخونم. داخل ترمینال از ZSH و OhMyZsh و Tmux استفاده میکنم که باعث میشن توی ترمینال کار ها راحت تر پیش برن. روی Intellij IDEA هم پلاگین های sonarlint (برای بررسی کیفیت کد) و code glance (که یک نقشه کوچیک از کل کد های یک فایل رو نشون میده) استفاده میکنم.
یکسری نرم افزار دیگه هم هستن که هر وقت سیستم رو روشن میکنم به شکل خودکار اجرا میشن مثل xpad که برای یادداشت های کوچیک استفاده میکنم، parcelite که کلیپ بورد منیجره و پیشنهاد میکنم که حتما امتحانش کنید. از breaktimer هم استفاده میکنم که به شکل خودکار طبق ساعت های مشخصی یادآوری میکنه که باید از پشت سیستم بلند بشم و چند دقیقه ای استراحت کنم. برای دیکشنری هم goldendict استفاده میکنم که هم سریعه و هم راحت، کافیه هر موقع معنی یک کلمه رو نمیدونم روی اون کلمه کلیک کنم تا معنیش رو همون موقع بهم نشون بده.
نرم افزار هایی که گفتم رو گوشه ی سمت راست تصویر میتونید ببینید
سایت ها
برای تودو لیست از toodledo استفاده میکنم به این خاطر که سادس و میتونم خیلی راحت تمام کار های یک روزم رو داخل یک صفحه یکجا ببینم. اگر بخوام پست یا وبسایتی رو بعدا نگاه کنم یا بخونم از pocket استفاده میکنم و برای دنبال کردن وبلاگ ها و خوندن اخبار هم از feedly استفاده میکنم. (feedly بعضی وقت ها یکم توی لود کردن پست ها اذیت میکنه و نمیدونم مشکل از feedly هست یا عیسی پاش رو روی خط اینترنت گذاشته، به هر حال چاره ای نداریم)
حالا که در مورد وبلاگ واینترنت حرف زدیم اینم بگم که وبلاگ خودم با وردپرسه و علاوه بر وبلاگ شخصیم نوشته ها توی ویرگول هم منتشر میشن.
پلاگین ها
برای هایلایت کردن نوشته های وبسایت ها از Textmarker استفاده میکنم و اگر هم بخوام یادداشت کوچیکی روی یک صفحه وب داشته باشم از Sticky Notes استفاده میکنم.
پلاگین AdBlocker Ultimate هم برای بلاک کردن تبلیغات وبسایت ها استفاده میکنم (دیدن تبلیغ داخل وبسایت ها باعث میشه که صاحب سایت درآمد داشته باشه و وبسایتش زنده بمونه منم خیلی خوش حال میشم اگر بتونم به زنده بودن وبسایت ها و صاحب هاشون کمک کنم ولی بعضی سایت ها اینقدر تبلیغ دارن که نمیذارن صفحه اصلی سایت رو ببینیم)
دو تا پلاگین دیگه که پیشنهاد میکنم حتما نصب و استفاده کنید، یکی fast tab switcher هست که مثل tab switcher سیستم عامل هست و اجازه میده خیلی راحت بین تب های مرورگرتون جابهجا بشید. و اون یکی هم Dark Reader هست که اجازه میده با یک کلیک هر سایتی رو که دوست دارید با تم مشکی ببینید که توی محیط های تاریک کمتر اذیت بشید.
من سعی کردم تا حد ممکن ابزار هایی که استفاده میکنم و دلایل انتخابشون رو بنویسم. اگر شما هم دوست دارید بدونید آدم های دیگه از چه ابزار هایی توی کارهاشون استفاده میکنن بهترین راه این هست که ابزار هایی که خودتون استفاده میکند رو معرفی کنید و در موردشون توضیح بدید، به قول گاندی : همیشه بخشی از تغییری باشید که دوست دارید اتفاق بیوفته.
پینوشت یک : ببخشید که طولانی شد و ممنون که تا آخر خوندید پینوشت دو : اون تیکه کاغذی که روی لپتاپ گذاشتم برای پوشاندن دوربین هست